ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٨٧ - قوله عليه السلام بعد ذلك فان عزب عنكم إلى آخره
عفّت شمرده مىشود. چنان كه دانسته شد، خوددارى از فرو افتادن در گرداب محرّمات و توجّه داشتن به انجام اعمال نيك، لازمهاش بىاعتنايى به محبّت و لذايذ دنياست. دلباختگى به دنيا در زبان شرع مورد نهى قرار گرفته است.
بنا بر اين شخص پارسا دلبسته بدنيا نيست و از خوشيهاى زودگذر آن اجتناب دارد. از كلام امام (ع) امر به پارسايى و دورى از محرّمات بخوبى استفاده مىشود.
(١٢٤١١- ١٢٣٩٨)
قوله عليه السلام: بعد ذلك فان عزب عنكم إلى آخره:
اين فراز از سخنان امام (ع) احتمال يكى از دو معنى را دارد بشرح زير:
١- احتمال اوّل در معنى كلام كه بسيار هم روشن و واضح به نظر مىرسد اين است كه اگر جمع اين امور سهگانه «كوتاهى آرزو- شكر نعمت- دورى از محارم» در تحقّق زهد براى شما دشوار و غير ممكن است، حدّاقلّ پارسايى و شكرگزارى را از دست ندهيد.
گويا امام (ع) طول آرزو را بضرورت اجازه فرمودهاند. چه طولانى بودن آرزو گاهى به منظور آباد كردن زمين به هدف آخرت انجام مىپذيرد. در اين صورت چندان زشت به نظر نمىرسد. مضافا بر اين كوتاهى آرزو در دنيا، جز با غلبه خوف خدا بر دل و دورى كامل از دنيا ميسّر نمىشود، و اين در نهايت سختى و دشوارى است. به همين دليل است كه امام (ع) به لزوم شكر و پارسايى براى تحقق يافتن زهد بسنده كرده، و طول آرزو را اجازه دادهاند.
ورع را به صبر كه لازمه پارسايى است تفسير كردهاند. صبر و پارسايى از ويژگيهاى عفاف و پاكدامنى است.
پس از اين توصيه امام (ع) انسانها را به ايستادگى و مقاومت در برابر هواى نفس تشجيع كرده، براى پيشگيرى از فراموشكارى همواره بياد خدا بودن را دستور مىدهند.