ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٦٢ - شرح
(١٢١٤٧- ١٢١٣٧) ٣- آمرزش و غفران خواستن از اين كه نفس، كارهاى خير مورد رضاى خدا را با رياكارى و خودبينى و غرور در مىآميزد و نيّت قربت را به قصد غير خدا تبديل مىكند. ترديدى نيست كه اين شرك خفى بوده، مانع عروج به مقامات عالى مىشود. پس به منظور جبران، آمرزش خداوندى، پيش از آن كه اين حالت رسوخ نفسانى پيدا كند، نياز شديدى احساس مىشود.
(١٢١٥٢- ١٢١٤٨) ٤- مغفرت خواستن از گناهانى كه با إشاره صورت مىگيرد، و به ظاهر ما آنها را گناه نمىدانيم مثلا انسان با گوشه چشم غضبناك به شخصى نگاه كند تا بر او عيب بگيرد يا مسخرهاش كند و يا بر او ستمى روا دارد. اين چنين نگاهى از حدود شرعى بيرون است و گناه به حساب مىآيد. اين نگاههاى تحقيرآميز از وساوس شيطانى نشأت گرفته و شايسته است كه انسان از خداوند بخواهد تا زمينه چنين گناهى را از ميان ببرد و نفس را از چنين خطرى در امان بدارد.
(١٢١٥٥- ١٢١٥٣) ٥- آمرزش طلبى از گفتار زشت، پست و بىارزش. سخنان بىارزش گفتارى هستند كه از حدود شريعت بيرونند و انسان را از راه راست منحرف مىكنند.
(١٢١٥٨- ١٢١٥٦) ٦- مغفرتخواهى از شهوات نفسانى. بعضى كلام امام (ع) را شهوات قلب قرائت كردهاند كه منظور كششهاى نفسانى و خواستههاى بيجاست؛ و بعضى ديگر سهوات قلب روايت كردهاند كه در اين صورت منظور اشتباهاتى است كه انسان بر اثر انديشه نادرست بدان مبتلا مىشود و با فرمان خدا مخالفت مىكند. اين وسوسههاى ناصواب نفسانى اعضا و جوارح را به كارهاى خارج از محدوده دستورات الهى تحريك مىكند.
انديشههاى نادرست ذهنى، اگر چه در عمل ظهور پيدا نكنند، اين حقيقت را نمىتوان انكار كرد كه تمركز آنها در ذهن، بندگان خدا را از پيمودن راه حق باز مىدارد؛ چنان كه افراد فرو رفته در خوشيهاى دنيوى تا بدان حد، مستغرق دنيا