ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٨ - فصل دوم در باره پيامبر است
١- چون پيامبر (ص) عبد اللّه است، بندگى و عبوديّت خداوند، موجب شده، كه رحمت حق بر آن بزرگوار نزول يابد.
٢- رسول خداست. فرستاده خدا بودن نوع خاصى از بندگى است و موجب رحمت و شفقت حق تعالى مىشود.
٣- با نورانيّت خود پايان بخش انوار وحى و رسالت و اديان حق مىباشد، داشتن اين ويژگيها آمادهگى او را براى دريافت رحمت، و درجات كمال فراهم مىآورد.
٤- راهگشاى مشكلات طريق حق و هدايت كه پس از نسخ شدن اديان گذشته پيش آمده است مىباشد. پيامبر (ص) نواقص اديان پيشين را برطرف ساخت و چگونگى هدايت انسانها را بيان كرد، و بدين سبب مستحقّ رحمت خداوند شده است.
٥- پيامبر (ص) حق را به وسيله حق آشكار ساخت. منظور از واژه «حق» اوّل دين و شريعت است. و در معناى حقّ دوّم اقوالى به شرح زير نقل شده است:
الف. مقصود از حق دوّم معجزات باشند، يعنى پيامبر (ص) به وسيله معجزات دين را واضح و آشكار گردانيد، زيرا به وسيله معجزات مىتوان دين را اثبات كرد.
ب: منظور جنگ و ستيز باشد، يعنى پيامبر به وسيله جهاد و كوشش دين خدا را آشكار ساخت، و دشمنان دين را شكست داد. به مثل گفته مىشود فلان حاقّ فلانا فحقّه، يعنى فلان شخص با ديگرى پيكار كرده مغلوبش ساخت.
در اين مثل حقّ به معناى مغلوب كردن خصم به كار رفته است.
ج: مقصود از واژه «حق» بيان و سخن باشد، يعنى دين را با استدلال و برهان واضح و آشكار ساخت.
هر چند در باره معناى حق اقوال سه گانه فوق ذكر شده است امّا به نظر