ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٤ - ترجمه
(١٠٦٤) ٦٤- از سخنان آن حضرت (ع) است كه بر ردّ استدلال انصار و مهاجرين ايراد فرموده است وقتى كه پس از وفات پيامبر (ص) خبر اجتماع مردم در سقيفه بنى ساعده به آن حضرت رسيد پرسيد كه انصار در باره خلافت چه مىگفتند؟ عرض كردند نظر انصار اين بود كه دو امير يكى از انصار و ديگرى از مهاجران باشد. حضرت فرمود:
فَهَلَّا احْتَجَجْتُمْ عَلَيْهِمْ- بِأَنَّ؟ رَسُولَ اللَّهِ ص؟ وَصَّى بِأَنْ يُحْسَنَ إِلَى مُحْسِنِهِمْ- وَ يُتَجَاوَزَ عَنْ مُسِيئِهِمْ- قَالُوا وَ مَا فِي هَذَا مِنَ الْحُجَّةِ عَلَيْهِمْ- فَقَالَ ع لَوْ كَانَ الْإِمَامَةُ فِيهِمْ لَمْ تَكُنِ الْوَصِيَّةُ بِهِمْ- ثُمَّ قَالَ ع فَمَا ذَا قَالَتْ؟ قُرَيْشٌ؟- قَالُوا احْتَجَّتْ بِأَنَّهَا شَجَرَةُ؟ الرَّسُولِ ص؟- فَقَالَ ع احْتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ وَ أَضَاعُوا الثَّمَرَةَ (١١٢٣٦- ١١١٨٣)
[ترجمه]
«چرا بر عليه گفته آنها استدلال نكرديد كه پيامبر در باره آنها وصيّت كرده است كه نيكوكارشان مورد احسان و بدكارشان مورد عفو قرار گيرد.
پرسيدند وصيت پيامبر در باره انصار چه دليلى بر ردّ گفته آنها مىتواند باشد.
امام عليه السّلام فرمود اگر خلافت حق آنها بود، سفارش حمايت آنها را به ديگران نمىكرد (معمول اين است كه سفارش مرئوس را به رئيس مىكنند).