ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩ - ما هى الا الكوفة إلخ ( ٥٧١٨ - ٥٧١٢ )
استحضار حضرت على (ع) رساندند امير مؤمنان (ع)، نامه تهديد آميزى براى مردم صنعاء نوشتند و آنان را، به يادآورى و اطاعت خدا، اندرز دادند.
مردم صنعاء در پاسخ نامه حضرت، با فريب و نيرنگ نوشتند كه اگر اين دو نفر عبيد اللّه بن عباس، و سعيد بن نمران را از مسؤوليّتى كه دارند عزل كند همچنان فرمانبر آن حضرت خواهند بود. به دنبال اين نامه، نامهاى به معاويه نوشتند و جريان امر را به اطّلاع وى رساندند و به زبان بىزبانى از معاويه كمك خواستند.
معاويه بسر بن ارطاة كه مردى خشن، سختگير و خونريز بود به صنعاء گسيل داشت. بسر بن ارطاة، در مسير حركت خود، هر كس از هواخواهان على (ع) را ديد به قتل رساند از جمله:
دو فرزند عبيد اللّه بن عباس به نام داود و سليمان را در مسير مكّه و عبد اللّه بن مدان داماد عبيد اللّه بن عباس را در طايف به قتل رساند و شتابان به سوى يمن حركت كرد، عبيد اللّه بن عباس و سعيد بن نمران، كه وضع را خطرناك تشخيص داده بودند. عبد اللّه بن عمر بن اراكه ثقفى را در صنعا نماينده خود گذاشته، راه كوفه را در پيش گرفتند.
بسر بن ارطاة بر صنعاء مسلّط شد، و عبد اللّه ثقفى را به شهادت رساند.
هنگامى كه عبيد اللّه بن عباس و سعيد بن نمران در كوفه بر امير مؤمنان وارد شدند، مورد ملامت و سرزنش آن حضرت قرار گرفتند: كه چرا در صنعاء نمانده و با بسر بن ارطاة مقابله نكردهاند آنها عذر آوردند، كه ما توان مقابله با دشمن را نداشتيم. حضرت با اندوه فراوان به منبر تشريف بردند و فرمودند:
ما هى الّا الكوفة ... إلخ. (٥٧١٨- ٥٧١٢)
ترجمه و توضيح اجمالى آن گذشت، حال شرح و تفصيل فرموده آن حضرت:
در عبارت حضرت «ما هى الّا الكوفه» ضمير «هى» در آغاز جمله به كار رفته است، در صورتى كه محلّ برگشت ضمير، بايد پيش از خود ضمير به كار