ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥١ - سپس مىفرمايند و استعدوا للموت فقد اظلكم
بماند، و پولى را كه مىدهد از دستش خارج مىشود، در اين مورد خاصّ كه حفظ نفس در دنياى آخرت مطرح است، خريدار، نفوس را بيشتر دوست مىدارد زيرا نفوس در دنياى آخرت ماندنى هستند، ولى خوشيهاى دنيوى زودگذر و ناپايدارند، لذا حضرت عبارت «و ابتاعوا» را براى متاع دنيا به كار برده است.
(١٠٦٤٨- ١٠٦٤٤)
حضرت فرموده: «فترحلّوا فقد جدّ بكم»؛
براى كوچ كردن به آخرت آماده شويد.
زيرا براى كوچ دادن شما كوشش فراوانى صورت مىگيرد، فرمانى است بر كوچ كردن از دنيا، يعنى بايد منازل سفر به سوى خداوند متعال را كه همان سلوك و پيمودن راه حق است، منزل به منزل طى كرده پشت سر گذاشت و به تدريج از دنياى فانى رخت بربست.
حضرت وجوب كوچ كردن از دنيا را با عبارت: «فقدّ جدّبكم» بيان كردهاند، يعنى: با زور و اجبار شما را به سوى مرگ مىبرند و لفظ «جدّبكم» بر سريع تحقق يافتن اسبابى كه مزاج انسانى را به فساد و تباهى مىكشاند، و او را به دنياى آخرت، نزديك مىكند اشاره دارد چنان كه راننده شتر قافله را آهسته آهسته به مقصد نزديك مىكند.
(١٠٦٥٣- ١٠٦٤٩)
سپس مىفرمايند: و استعدوا للموت فقد اظلّكم
«براى مرگ آماده شويد كه بر شما سايه افكنده است.»
آماده شدن براى مرگ به معناى كمال بخشيدن به نفوس است؛ چنان كمالى كه نفوس سزاوار و شايسته آن هستند. تا بدان پايه و مقام كه مرگ برايشان اهميّتى نداشته، بلكه دوست داشتنى مىشود، زيرا مرگ وسيله رسيدن به محبوب و ملاقات خداوند و موجب سعادت پايدار در پيشگاه قدس ربوبى است. سايه افكندن مرگ، كنايه از نزديك بودن آن است. در اين عبارت مرگ به ابر و يا پرندهاى تشبيه شده و صفت «سايه افكندن» را به عنوان استعاره به كار گرفتهاند.