ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤٩ - ترجمه
(بطر): زياده روى كردن در شادى.
(كآبة): حزن و اندوه.
[ترجمه]
«بندگان خدا از خدا بپرهيزيد (گناه نكنيد) به واسطه اعمال نيك خود بر مرگهاتان پيش دستى كنيد (پيش از مرگ اسباب آسودگى بعد از مردن را فراهم آوريد) آنچه برايتان باقى مىماند با آنچه از دستتان مىرود خريدارى كنيد. از جهان كوچ كنيد زيرا براى كوچ دادن شما كوشش فراوانى به خرج داده مىشود، پس براى مرگ مهيا شويد كه بر سرتان سايه افكنده است. همچون گروهى باشيد كه بر آنان بانگ زده شده و از خواب غفلت بيدار گشته و دانستند جهان فانى اقامتگاه آنان نيست؛ پس آن را به بهشت جاودانى، تبديل كردند. (مردم آگاه باشيد) خداوند سبحان شما را بيهوده نيافريده، و مهمل نخواهد گذاشت. پس هر كس فرمان خدا را ببرد به بهشت و هر كس نافرمانى كرد جايش جهنّم است. ميان هر يك از شما با بهشت و دوزخ، جز مرگى كه ناگاه فرود آيد نيست. دوران زندگانيى كه به يك چشم بهمزدن گم گشته، و ساعتى (بناى) آن را منهدم سازد به كوتاهى سزاوارتر است؛ و غايبى كه جايگاه اصلى خود را گم كرده و دو عامل شب و روز او را «به سوى آن جايگاه» ميرانند به شتاب كردن، سزاوارتر است. انسانى كه سعادت و خوشبختى و يا شقاوت و بدبختى به سوى او مىآيد (و در حقيقت نمىداند به كدام يك از اين دو مىرسد) البتّه سزاوار بهترين ساز و برگها مىباشد، بنا بر اين (بندگان خدا) در دنيا براى بيرون شدن از آن به اندازهاى كه فرداى (قيامت) جانهاى خود را با آن بتوانيد حفظ و نگهدارى كنيد توشه برداريد. از عذاب خدا بندهاى پرهيز كرد كه خويشتن را پند داد، بر توبه سبقت گرفت و بر خواهشهاى نفسانى چيره شد؛ زيرا مرگ پوشيده از اوست و حرص و آز فريبنده او و شيطان گماشته بر اوست، و گناه را در نظر او آرايش مىدهد، تا بر آن سوار شود (آن را مرتكب شود) (شيطان) انسان را به آرزوى توبه مىنشاند، تا آنرا به تأخير افكند تا مرگ ناگاه بر او هجوم آورد، در حالى كه به كلّى از آن بىخبر بوده است. پس آه از حسرت آن صاحب غفلتى كه (فرداى قيامت) عمرش بر او حجّت و دليل بوده، و روزگار او را به بدبختى كشانده