ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨١ - شرح
ردّ احكام وهمى بحكم عقل آورده شده است، زيرا قوّه واهمه، مىپندارد كه دورى از پديدهها به نسبت بلندى مرتبه از آنهاست و هر چيزى كه به شيئى نزديك بود از نظر مكانى همرديف اوست. به دليل اين كه حكم قوّه واهمه محدود در محسوسات بوده و از آن فراتر نمىرود.
امّا پس از روشن ساختن اين حقيقت كه بلندى رتبه نسبت به مخلوقات، و نزديكى به آنها، دورى و نزديكى مكانى نيست و به معناى ديگرى است، ناگزير علوّ مرتبه بدين معنا دور كننده خداوند از آنها نبوده و منافاتى، نيز با نزديكى آنها ندارد، بلكه دورى و نزديكى در اين مورد قابل جمعند، يعنى خداوند به نسبتى دور و به نسبتى نزديك است. نزديكى با پديده، بر خلاف پندار قوه واهمه سبب برابرى آنها در مكان نمىشود، حكم عقل اين گمان فاسد را در صفات جمال و كمال خداوند برطرف مىنمايد.
(٩٥٤٤- ٩٥١١) ٦- ششمين ويژگى حق متعال اين است كه، خردها بر حدّ و اندازه صفاتش آگاه نبوده و نيستند، ولى هرگز از اندازه واجبى هم كه براى شناخت خداوند لازم است، انسان را باز نداشته است.
از واژه «صفت» در عبارت حضرت: «على تحديد صفته» دو معنى و بترتيب زير فهميده مىشود.
الف: منظور شرح حقيقت ذات خداوند باشد.
ب: منظور بيان حقيقت صفات كمال مطلق خداوند باشد. روشن است كه خرد بر اندازه اوصاف و حدود آنها به معنى اول آگاهى نمىيابد، زيرا براى حقيقت ذاتى خداوند حد و اندازه نيست تا عقول بدانها دست يابند. به معنى دوّم نيز قابل درك نيست، چه براى كمال حق تعالى نهايتى نيست كه خرد در آن مرحله متوقف شود. ولى با اين همه خداوند سبحان عقلها را از شناخت خود، در حجاب قرار نداده است، زيرا براى هر كس بهرهاى