ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠١ - ترجمه
[ترجمه]
«در آغاز ظهور اسلام هنگامى كه ديگران از ترس دشمنان به گوشهاى خزيده و نشسته بودند، براى دفاع از اسلام بپا خاستم، بدانگاه كه ديگران خود را باخته بودند، من به شجاعت درخشيدم وقتى كه آنان سر در گريبان عجز و ناتوانى پيچيدند و گوشهگيرى اختيار كردند، به سخن آمدم و براى يارى اسلام تبليغ كردم، زمانى كه زبان ديگران بند آمده بود، با نور الهى راه حقيقت را پيمودم.
از تمام رقيبان امروز خود، در آن زمان پيشتر و از همه آنها كم سر و صداتر و كم ادّعاتر بودم، با اين كه مقامم از همگان برتر بود، صدايم كوتاهتر بود و به لاف و گزاف سخن نمىگفتم. مشكلات و دشواريها را با ثبات قلب و پايدارى از پيش پا برداشتم، عنان فضايل را گرفتم و به هر طرف پرواز كردم تا بدان حد كه گوى سبقت را از ميدان مجاهدت ربودم. در مركز دين همچون كوهى كه دست طوفان حوادث بدان نرسد و از وزش بادهاى تند از جاى در نرود، ايستادم، براى هيچ كس در خويش، جاى سرزنش و غيبتى باقى نگذاشتم، خردهگيران را در باره من مجال دم زدن نماند.
ذليل و خوار در پيش من عزيز و گرانسنگ و قوى پيشم ضعيف و درمانده است، تا حق را از قوى گرفتم به ضعيف رسانيدم. من به قضاى الهى راضىام و فرمان او را گردن نهادهام.
هان! اى كسانى كه سخنانم را مىشنويد، آيا در شأن من است كه بر رسول خدا (ص) دروغ ببندم با اين كه اوّل كسى بودم كه آن بزرگوار را تصديق كردم؟ حال چگونه اوّل كسى باشم كه پيامبر را تكذيب نمايم! من در باره خلافت فكر كردم كه آيا مردم را به بيعت خود و اطاعت خدا فرا خوانم و با افرادى كه مقام خلافت را گرفتهاند درگير شوم و يا اين كه خود اطاعت خدا كنم و خلافت را بديگران واگذارم.
صلاح را در اين ديدم، كه اطاعت خدا را بر بيعت گرفتن براى خود مقدم دارم و پيمان ديگرى بر گردنم باشد [پيامبر از من پيمان گرفته و مرا به صبر و شكيبايى امر كرده تا هنگامى كه يارانى پيدا كنم و آن گاه حق خويش را مطالبه كنم و من هم صبر كردم]».