ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠ - شرح
البته براى كسى كه، با ديده بصيرت، به عاقبت امر بنگرد؛ موفقيت جز از ناحيه خداوند ميسور نيست.
[فصل دوم]
و منها أَلَا لَا يَعْدِلَنَّ أَحَدُكُمْ عَنِ الْقَرَابَةِ يَرَى بِهَا الْخَصَاصَةَ- أَنْ يَسُدَّهَا بِالَّذِي لَا يَزِيدُهُ إِنْ أَمْسَكَهُ- وَ لَا يَنْقُصُهُ إِنْ أَهْلَكَهُ- وَ مَنْ يَقْبِضْ يَدَهُ عَنْ عَشِيرَتِهِ- فَإِنَّمَا تُقْبَضُ مِنْهُ عَنْهُمْ يَدٌ وَاحِدَةٌ- وَ تُقْبَضُ مِنْهُمْ عَنْهُ أَيْدٍ كَثِيرَةٌ- وَ مَنْ تَلِنْ حَاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّةَ (٥٥٠٢- ٥٤٥٦)
[لغات]
(عدول): انحراف (خصاصه): فقر و نياز (حاشية الرجل): دوروبريها، اطرافيان، خدمتگزاران، پيروان، آنها كه در خانواده جنبه اصالت ندارند.
[ترجمه]
«آگاه باشيد، هرگاه فردى از شما خويشاوندان خود را در تنگدستى و بيچارگى ببيند، نبايد از آنها روى برگرداند و مالى را كه چه ببخشد يا نگه دارد، تأثير چندانى در حال انفاق كننده ندارد از آنان دريغ دارد.
كسى كه دست احسان و كمكش را بر خويشان و اقربا ببندد، در حقيقت يك دست احسان كننده را باز داشته و در عوض دستهاى بسيارى را از كمكرسانى به خود بسته است.
هر كه با اقوام و اطرافيان خود به لطف و نرمى رفتار كند براى هميشه محبت خويشاوندان را نسبت به خود جلب كرده است.»
[شرح]
سيّد رضى (ره) در باره بعضى از لغات خطبه و فصاحت و بلاغت بخش دوّم خطبه فرمودهاند:
«غفيرة»: در اين خطبه به معنى زيادى و فراوانى است. از سخن عرب كه به جمع كثير جمّ غفير، و جماء غفير مىگويند گرفته شده است.