ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١٧ - عبارت لو نهيت لكنت ناصرا،
[شرح]
(٧٠٩٨- ٧٠٧٢) «از گفتار آن حضرت پيرامون تهمت و افتراى معاويه، كه نسبت به آن بزرگوار شايع كرده بود، كه على (ع) فرمان قتل عثمان را صادر كرده، آورده شده است.»
واژه «المستأثير بالشىء»
به معنى استبداد كردن نسبت به چيزى است.
محتواى اين فراز از سخن امير مؤمنان (ع) بركنار بودن آن حضرت از دخالت داشتن در خون عثمان است. بدين توضيح كه نسبت به كشته شدن عثمان، امر و نهيى- چنان كه معاويه و ديگران ادّعا كردهاند- نداشته است.
(٧١٠٣- ٧٠٩٩)
اين جمله از بيان حضرت كه: لو أمرت به لكنت قاتلا؛
«اگر فرمان كشتن عثمان را داده بودم قاتل او بودم» بصورت قضيّه شرطيّه بيّن اللّزوم آمده، بدين توضيح كه اگر امر كننده باين كار بودم لزوما قاتل بودم. اين لزومى است كه عرف مردم مىفهمند، چنان كه بفرمان دهنده قتل كسى، قاتل مىگويند. امر كننده، شريك جرم انجام دهنده است هر چند در لغت قاتل به كسى گفته مىشود كه قتل را صورت داده است و كشتن را به عهده داشته است.
(٧١٠٨- ٧١٠٤)
عبارت: لو نهيت لكنت ناصرا،
«اگر از كشتن عثمان مردم را باز مىداشتم، ياور او به شمار مىآمدم» نيز به صورت قضيّه شرطيّه لزوميّه ذكر شده است. نهى از كارى لزوما به معناى ياور بودن و حمايت كردن است. اين حقيقت در عرف مردم چنان روشن است كه نيازى به توضيح ندارد.
در شرح بيانات پيشين امام (ع) روشن شد كه استثناء نقيض لازم با نقيض ملزوم ملازمه دارد [١] در كلام حضرت لازم دو قضيّه امر نكرده، تا قاتل باشد و نهى
[١] قياس استثنايى كه در قضيّه شرطيّه تحقّق پيدا مىكند به چهار صورت، تصوّر مىشود. گاهى لازم قضيّه و گاهى ملزوم و گاهى نقيض لازم و گاهى نقيض ملزوم استثنا مىشود، بعضى داراى نتيجه و بعضى بىنتيجهاند. مثلا اين آيه كريمه «لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا؛ اگر در آسمان و زمين جز خداى واحد، خدايان متعدّدى مىبود محقّقا زمين و آسمان تباه مىشد.» قضيّه شرطيه قضيهاى است كه چهار صورت استثنا در آن قابل تصوّر است به شرح زير: نتيجه قياس ١- ولى خدايان زيادى وجود دارند پس زمين و آسمان تباه شدهاند: استثناى ملزوم ٢- ولى خدايان زيادى وجود ندارند پس زمين و آسمان تباه نشدهاند: استثناى نقيض ملزوم ٣- ولى زمين و آسمان تباه شدهاند پس خدايان زيادى وجود دارند: استثناى لازم ٤- ولى زمين و آسمان تباه نشدهاند پس خدايان زيادى وجود ندارند: نقيض لازم استثنا شده است فرموده حضرت در ردّ عبارت: لو امرت ... إلخ و لو نهيت ... إلخ به گونه قسم چهارم استثناى نقيض لازم؛ يعنى عدم قتل و عدم يارى است، و نتيجه آن عدم امر و نهى مىباشد.