ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠٨ - شرح ( ٦٩٦٢ - ٦٩١٧ )
مقصود حضرت از بيان اين خطبه آن بود كه كوفيان را به امورى كه در ديانت زشت و نابجا است آگاه نمايد و به آنها رعايت نيك سيرتى را در احوال و گفتار و رفتارشان بياموزد.
امّا در اين كه چگونه آنها در احوالشان رعايت جنبههاى ديانت را نمىكردند: بدين سان كه در گردهمايى جسمانى اجتماعشان شايان توجه، امّا رأى و انديشههايشان پراكنده بود. و همين پراكندگى انديشه موجب خوارى و ذلت آنها مىگرديد، آنها را از دفاع از دين باز مىداشت و اين امر مصالح اجتماعى آنها را بر هم مىزد.
امّا به لحاظ گفتار: سخنان اغراقآميز و گزاف آنها چنان بود، كه شنيدن آنها دلهايى را كه در سختى و نيرومندى همچون سنگهاى محكم و بىنفوذ و غير قابل تأثير بود از هم مىشكافت. و كسى كه اين سخنان را از آنان مىشنيد، مىپنداشت كه تنها حرف نيست، بلكه از پشتوانه قوى، ثبات و مقاومت نيز برخوردار است، زيرا در اجتماعات كه با هم مىنشستند مىگفتند: دشمنان ما، توان دستيابى بر ما را ندارند، نسبت به آنها چنين و چنان خواهيم كرد. و جز اينها. حضرت دو لفظ «صمّ» و «الصلّاب» را كه از اوصاف سنگهاى سخت است، براى دلهايى كه از شنيدن سخنان آنها ضعيف مىشد، استعاره آورده است. يعنى دلهايى كه همانند سنگ خاراست از گفتار غلوآميز شما مردم كوفه سست و كم توان مىشود، امّا در عمل هيچ اثرى ديده نمىشود.
قرآن كريم نيز چنين تشبيهى را آورده و فرموده است: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ [١].
(٦٩٧٣- ٦٩٦٣) امّا كوفيان در ادامه كارهاى ناپسندشان چنين بودند كه پس از آن همه گفتار مبالغهآميز كه دلهاى سخت و محكم را نرم مىكرد و به ضعف مىكشيد،
[١] سوره بقره (٢) آيه (٧٤): دلهاشان مانند سنگ است و يا از سنگ هم سختتر است.