سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٧٩ - ناز و نياز
|
من و ما و تو و او هست يك چيز |
كه در وحدت نباشد هيچ تمييز |
|
|
حلول و اتحاد اينجا محال است |
كه در وحدت دوئى عين ضلال است[١] |
|
يا:
|
دل عارف شناساى وجود است |
وجود مطلق او را در شهود است |
|
|
بجز هست حقيقى، هست نشناخت |
و يا هستى، كه هستى پاك در باخت[٢] |
|
پس در اين مقام براى پيوند حكمت و عرفان و برهان و ذوق و عقل و كشف بايد به عقل شهودى و كشفى رسيد و به تعبير حافظ شيرازى عقل را باره توشهاى از «مى» از هستىاش روانه كردن و به ديارى وراى طور عقل برهانى و استدلالى فرستادن يك ضرورت است:
|
نهادم عقل را ره توشه از مى |
ز شهر هستىاش كردم روانه |
|
تا به اين قرب وصالى و حدشناسى وجود و قلمرويابى عقل و عشق آنهم در پرتو معرفت به نفس رخسار محبوب از ظرف وجود سالك تجلى نمايد و سالك كوى عقل و شهود را مشاهده «وجه اللّه» دست دهد. در آن ديدار هزاران ديدار ديگر از ملكوت همه مظاهر رخ خواهد داد كه:
|
چو آفتاب مى از مشرق پياله برآيد |
ز باغ عارض ساقى، هزار لاله برآيد |
|
حال دانسته شد كه قران كريم نگرشى نوين و دقيق از هستى، انسان و نوع رابطه انسان با خدا، خود، جهان و جامعه ارائه مىدهد و منبع معرفتى ژرف و تفقّهى ويژهاى براى صاحبان خرد و دل يا عقلگروان و مهرورزان گشته است و نيايشهاى پيامبر اكرم ٦، فاطمه زهرا ٦ و ائمه معصومين عليهم السّلام گشايش ابواب جديدى در حوزه معرفتهاى فلسفى عرفانى شده است و از جمله حديث شريف نبوى: «الفقر فخرى» تفسيرى حكمى و عرفانى يافته و سرمايه تحليلى همهجانبه براى اهل حكمت عقلى
~hr /~[١] - شبسترى، همان، ص ٤١- ٤٠.
[٢] - همان، ص ٣٦.