سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٧٣ - ولايت حقيقى به چه معنايى است؟
بعد از ترقّى از ماده و ترفع از اجسام و استكمالات جوهرى و اشتدادات وجودى، به تدريج اوصاف كماليّه خود را كه از ملابست با نقائص از دست داده بود واجد مىشود. در مقام قوس صعود و سير استكمالى و فناء در حق، متصف به جميع كمالات وجودى مىگردد، حقيقت ولايت هم در مقام نزول و صعود، همين احكام را بدون كم و زياد قبول مىنمايد.
پس ولايت نيز براى حاصل شدن به قوس صعود و رهايى از كثرت و انفصال از امور عدمى و ظلمات وابسته است و «قربى» در ولايت صادق و سرچشمه كمال است كه همه حجب ظلمانى و نورانى را بين خالق و مخلوق بردارد و كثرات و اعتبارات را درهم نوردد و اسقاط اضافات نمايد و اينجاست كه ولايت به معناى قرب وجودى و حقيقى بهطور كلى دو قسم است: الف). ولايت عامه كه دو قسم است: ١. حاصل از ايمان به خدا و رسول خدا و اولياى الهى است كه ابتداى آن از تخليه و تحليه شروع و انتهايش مقام قرب نوافل است تا سالك به لطيفه روحيّه از لطائف سبعه و فتح قرب از فتوح و از مراتب يقين به حق اليقين برسد. ٢. ولايت مختص به ارباب قلوب و كاملان كه فانى در حق و باقى به بقاى سلطان وجودند و جامع قرب نوافل و فرائض كه ابتداى سفر آنها، انتهاى سفر اول و ابتداى سفر دوم است و از فتوحات فتح مبين و شامل حالشان خواهد شد.
ب). ولايت خاصه: كه مختص به حضرت ختمى مرتبت و اوصياى خاص ايشان است كه از انتهاى «قاب قوسين» آغاز و سالك پس از سير در اسماء ظاهر و باطن و نيل به تحقق به مرتبه جمعى اسماء كليّه و جزئيّه و ظاهريّه و باطنيّه و عبور از حجب نوريّه اسمائيه به مقام و مرتبه مظهريت تجلّى ذاتى و مشاهده ذات تشرّف مىيابد.
و از لطائف سبعه به «خفى و اخفى» و از فتوح به «فتح مطلق» مىرسد.
و ولايت خاصه نيز دو قسم است:
١. ولايت خاصه مطلقه كه در مقام تجلّى به وجه اطلاق و عموم سريان ملاحظه