سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٥٩ - معانى ولايت در نگاه بزرگان عرفان شرح
ولايت مطلقه مىباشد.»[١]
علماء در تعريف ولىّ فرمودند:
«الولّى هو العارف باللّه و صفاته حسب ما يمكن و المواظب على الطاعات و المجتنب من المعاصى المعرض عن الانهماك فى اللّذات و الشهوات»[٢] چه اينكه ولى غير نبىّ كمالات معنوى و مقام ولايت را در اثر مجاهده با نفس و اجتهاد پوياى اخلاقى و سير و سلوك عرفانى و طى مدارج و معارج ملكوتى به دست مىآورد كه دو وجه ايجابى و سلبى دارد ايجابى آن بر واجبات و طاعات الهى و سلبى آن اجتناب و احتراز از محرمات و لذات مادى و شهوات و نفسانيات است چه اينكه هماره در مقام عبوديت قرار دارد كه شيخ شبسترى نيكو سرودهاند:
|
«ولىّ آنگه رسد كارش باتمام |
كه باز آغاز گردد باز انجام |
|
و اين شريعت محورى و اطاعت و تبعيتگرائى از اصول مهم نبوت تعريفى يا نيل و صيانت از مقام ولايت است چه اينكه اللهم أرنى الحق حقّا و ارزقنا اتباعه و ارنى الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه» و شاعر چه نيكو سروده است:
|
با همه قربى كه دارد با خدا |
از رياضت نيست يكدم او جدا |
|
|
زانكه هركو مقتداى راه شد |
از بد و نيك جهان آگاه شد |
|
|
گر نباشد در عمل ثابت قدم |
چو رهاند خلق را از دست غم |
|
|
مقتدا چون در رياضت قايم است |
تابعش را ميل طاعت دايم است |
|
|
زانكه باشد تابع اعمال پير |
هر مريدى صادق از صدق ضمير |
|
|
ديگر آنكه شأن حق بىغايت است |
هر زمانش نوع ديگر آيت است |
|
|
چونكه معروفست بىحدّ لاجرم |
معرفت بىغايت آمد نيز هم |
|
[١] - سايه نور، گزيده مقالات كنگره حكيم و عارف الهى آقا محمد رضا قمشهاى، مهر ٧٨، چاپ اصفهان، ص ١٠١- ١٠٢٧، مقاله: حقيقت محمّديه از نظر حكيم قمشهاى- از دكتر مهدى دهباشى.
[٢] - شرح گلشن راز، شيخ شبسترى، شيخ محمد لاهيجى، چاپ ششم، ص ٢٧٩.