سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٨٠ - ب) عرفان شريعتگرا و شريعتگريز
در پيش گرفت به مقصد مىرسد و بهرهمند مىشود و هركه از پيمودن آن خوددارى كرد گمراه شد و پشيمان گشت. به بيان ديگر امير المؤمنين ٧ شريعتگروى و التزام عملى به شريعت را عامل سلوك و شهود و راه رهايى و نجات و شريعتگريزى و بىاعتنايى عملى به احكام الهى را عامل سقوط و هبوط و ضلالت و ندامت معرفى كردهاند و بدانيم كه شرايع الهى و توحيدى داراى «روح واحد» اما ذو مراتب و درجات هستند كه امام على ٧ فرمود: «الشريعة صلاح البريّة» [١] رابطه شريعت آسمانى با سالك الى اللّه همواره ثابت و مشخص است و كارآمد و سرنوشتساز كه استاد شهيد مطهرى فرمودند: «... يكى از كارهايى كه پيغمبران براى آن آمدهاند دعوت به خداست يعنى رابطه ميان بنده و خدا برقرار نمودن، بدين معنا كه از يك طرف بنده را عارف به حقّ كردن و از سوى ديگر عابد حق نمودن. من از شما مىپرسم: آيا عرفان خدا و همچنين پرستش خدا و تقرّب به او چيزهايى است كه فرمول آن در زمانهاى مختلف فرق مىكند؟ مثلا علوم فيزيك و شيمى كه پيشرفت رژيم عرفان به خدا عوض مىشود؟ پيغمبران آمدهاند يكى براى اينكه خود بشر را به خودش بشناسانند كه غير از انبيا قادر به اين كار نبودند. براساس معرفة النفس دستور تهذيب اخلاق به بشر مىدهند. آيا دستورهاى مربوط به تهذيب اخلاق در زمانهاى مختلف فرق مىكند؟ همه انبياء آمدهاند براى اينكه خودپرستى، خودخواهى را امّ الامراض نفسانى معرفى كنند و بر اين اساس با خودپرستى و خودخواهى مبارزه كنند ..» [٢] پس اولا روح حاكم بر شرايع آسمانى واحد است و آن تعيين و تأمين سعادت حقيقى و كمال واقعى انسان است، ثانيا بايد و نبايدها يا چگونگى و چرايى «سلوك الى اللّه» را در همه مراحل و اطوار تكاملى و مقامات معنوى تبيين كردند چنانكه فرازى از خطبه حضرت زهرا ٣ نيز چنين حقيقتى را روشن مىسازد، آنگاه
[١]. غرر الحكم، ص ٦٩٨؛ ر. ك: ميزان الحكمه، ج ٦، ص ٢٧٠٤.
[٢]. مطهرى، خاتميّت، ص ٥٠.