سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٦٣ - نسبتشناسى استاد و شاگرد
شاگرد وظيفهشناس و مبادى به آداب بايد باشد كه به تعبير حافظ شيرازى:
|
دولت پيرمغان باد كه باقى سهل است |
ديگرى گو برو و نام من از ياد ببر |
|
|
سعى نابرده در اين راه به جايى نرسى |
مزد اگر مىطلبى، طاعت استاد ببر |
|
|
تا ز ميخانه و مىنام و نشان خواهد بود |
سر ما خاك ره پيرمغان خواهد برد |
|
|
حلقه پيرمغان زازل در گوش است |
برهانيم كه بوديم و همان خواهد بود |
و لسان الغيب شيراز نيز چون عارفان ره آشنا و راه طى كرده مسئله اطاعت و تسليم در برابر پير و مرشد را مطرح مىنمايد زيرا نيك مىداند كه الف) پير و استاد واسطه فيض و منبع الهام الهى است و غبار غيريّت از صحنه دل و صفحه جان سالك بدست عنايت پير زدوده خواهد شد. ب) پير به آگاهى برتر نسبت به منازل و مدارج سلوك دست يافته است و فرمان او، فرمان ولايت است چه اينكه او خود به ولايت رسيده و كامل گشته است لذا سروده كه:
|
از آستان پيرمغان سر چرا كشيم |
دولت در آن سراى و گشايش در آن در است |
|
|
كليد گنج سعادت قبول اهل دل است |
مباد كس كه در اين نكته شك و ريب كند |
|
|
كيميايى است عجب بندگى پيرمغان |
خاك او گشتم و چندين درجاتم دادند |
|
|
به جان پير خرابات و حقّ صحبت او |
كه نيست در سر من جز هواى خدمت او |
|
|
بنده پير مغانم كه ز جهلم برهاند |
پير ماهر چه كند عين ولايت باشد [١] |
[١]. ر. ك: آب طربناك، ص ١٢٥- ١٣١، دكتر سيد يحيى يثربى، چ اول، ١٣٨١ ش، آفتاب توسعه، تهران، حافظ نامه-