سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٦٢ - نسبتشناسى استاد و شاگرد
١٠. ادب شاگرد و استاد [١]
در خصوص درس دهم «ده» نكته ظريف را مطرح كردند كه چنين است:
١. موسى خود را به عنوان تابع خضر معرفى مىكند (اتّبعك).
٢. موسى بيان تابعيت را به صورت تقاضاى اجازه از او ذكر مىكند (هل اتّبعك).
٣. او اقرار به نيازش به تعلّم مىكند و استادش را به داشتن علم (على ان تعلّمن).
٤. در مقام تواضع، علم استاد را بسيار معرفى مىكند و خود را طالب فراگرفتن گوشهاى از علم او (ممّا).
٥. از علم استاد به عنوان يك علم الهى ياد مىكند (علّمت).
٦. از او طلب ارشاد و هدايت مىنمايد (رشدا).
٧. در پرده به او گوشزد مىكند: همانگونه كه خدا به تو لطف كرده و تعليمت نموده، تو نيز اين لطف را در حق من كن (تعلّمن ممّا علّمت).
٨. جمله «هل اتّبعك؟ اين واقعيت را نيز مىرساند كه شاگرد بايد به دنبال استاد برود، اين وظيفه استاد نيست كه به دنبال شاگرد راه بيفتد (مگر در موارد خاص).
٩. موسى با آن مقام بزرگى كه داشت (پيامبر الوالعزم و صاحب رسالت و كتاب بود) اين همه تواضع مىكند يعنى هركه هستى و هر مقامى دارى در مقام كسب دانش بايد فروتن باشى.
١٠. او در مقام تعهد خود، در برابر استاد، تعبير قاطعى نكرد بلكه لقب «ستجدنى ان شاء الله صابرا» كه هم ادبى است در برابر پروردگار، و هم در مقابل استاد كه اگر تخلفى رخ دهد هتك احترامى نسبت به استاد نشده باشد.» [٢]
استاد و پير طريق، پدرى مهربان، خيرخواه، درد آشناى، دردشناس و درمانگر و
[١]. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج ١٢، ص ٥٢٨- ٥٦٥، چ بيست و سوم، ١٣٨٣ ش، دار الكتب اسلامى، تهران، و تفسير الميزان، ج ١٣، ص ٤٧٦- ٤٧٧، چ بيستم، ١٣٨٤ ش، دفتر انتشارات اسلامى، قم.
[٢]. همان، ص ٥٦٦.