سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٥٤ - شرائط و ويژگىهاى استاد يا پيرراه
|
دلا نزد كسى بنشين كه او از دل خبر دارد |
به زير آن درختى رو كه او گلهاىتر دارد. |
|
ب) استاد بايد به مقام فنا بار يافته باشد: يعنى خود اسفار اربعه عرفانى را طى كرده باشد و در عالم فنا و توحيد سير نمايد زيرا «دكّاندارها» و «حقّهبازها» كه دام تنيدهاند تا انسانهاى اهل حال و معنا را شكار كنند و به مقاصد شهوانى و اميال دنيايى خويش برسند فراوانند و از سوى ديگر مردمان صاف و زلالى هستند كه «سراب» را «آب» مىبينند كه به تعبير حضرت آقاى نخودكى اصفهانى: «مدّت زمانى است كه آنچه را مىبينم آن است كه مردم غير از دو طائفه نبوده و براى آنها ثالثى وجود ندارد. يك طايفه حقّهبازها هستند كه به حقهبازى مشغولاند و دسته ديگر مردم صاف و صادقى هستند كه از قبل «سراب» را «آب» پنداشته و مشك مصنوعى را به جاى مشك (واقعى) انگاشتهاند ولى كسى كه واقعا به مقصد رسيده باشد نديدهايم ...»[١] و به تعبير مرحوم حدّاد: استاد بايد داراى مقام «توحيد» باشد[٢] پس استاد راه رفته مىداند كه خصوصيات هر منزل و مراقبههاى در آن راه چيست و تنها بايد به انسانهايى كه از رهگذر شريعت به شهود رسيدند و واقف به امور هستند و خود استاد ديده و صاحب تجربهاند دل بست و سر تسليم در برابرشان داشت و اگر سالك خود اهل علم و معرفت دينى باشد، عامل به دانستههاى خود گردد و با قدم صدق سلوك عملى نمايد به يقين خداى متعال او را به سوى چنين استادانى راهنمايى خواهد كرد.[٣]
ج) صاحب نظر و داراى ولايت باطنى باشد: استاد خود در اثر سوختن و گداختن بايد به مرحلهاى رسيده باشد كه صاحب نفس طيبه و زكيّه و نفس رحمانى و روحانى باشد تا گوهر وجود شاگرد سلوكىاش را بدل به حقيقت نمايد پس پير راه بايد گوهر شناس صاحب نفس باشد كه حافظ سرود:
~hr /~[١] - نشان از بىنشانها، ص ١١٩- ١٢٠.
[٢] - روح مجرد، ص ٤٨٦.
[٣] - ر. ك: مقالات، ج ١، ص ٨٣ ٨٧، محمد شجاعى.