سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٢٥ - ج سفرهاى هفتگانه عرفانه از ديدگاه احمد غزالى
|
گر سالك او منازلى سير كند |
خود مسلك نيستى بود منزل ما[١] |
|
|
سالك راه تو ز اول واصل است |
كاين ره از سر تا به پايانش تويى[٢] |
|
|
سالكان راه را محرم شدم |
ساكنان قدس را همدم شدم |
|
|
خون شدم جوشيده در رگههاى عشق |
در دو چشم عاشقانش نم شدم[٣] |
|
|
به هنگام خزان در اين خراب آباد بنشست |
بهار آمد كه بهر وصل او بار سفر گيريم[٤] |
|
و امام ; در مصباح الهدايه سفرهاى چهارگانه «انسان به سوى خدا» را چنين ترسيم كردهاند و تقرير و تفسير خاص نسبت به آنها را ارائه كردهاند:
الف. سير از خلق به حق مقيد نه حق مطلق.
ب. سير از حق مقيد به حق مطلق.
ج. سير از حق به سوى خلق حقى به واسطه حق.
د. سير از خلقى كه همان حق است- يعنى از حق اعيان ثابته- به سوى خلق- يعنى به سوى اعيان خارجى- به وسيله حق- يعنى به وجود حقانى خودش.[٥]
ج. سفرهاى هفتگانه عرفانه از ديدگاه احمد غزالى
احمد غزالى در كتاب «بحر الحقيقه» سير و سلوك را در «هفت بحر» با چينش خاصى ارائه دادهاند كه عبارتند از:
بحر معرفت: معرفت و گوهر آن «يقين» است و اين معرفت عبارت است از غرق شدن عارف در وجود، جمال و كمال او.
بحر جلال: جلال و گوهر آن حيرت است.
بحر وحدانيت: كه گوهر آن حيات است.
~hr /~[١] - ديوان امام، ص ٤٤.
[٢] - ديوان عطار، ص ٦٨٠.
[٣] - ديوان شمس، ص ٦١٦.
[٤] - ديوان امام، ص ١٨٢،( فرهنگ ديوان امام).
[٥] - مصباح الهدايه الى الخلافه و الولايه، ص ٢٠٨- ٢٠٧.