سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٢٠ - مراحل و مقامات عرفانى
ندارد بلكه همه اشياء، اسماء، صفات و شئون و تجليات خداوند هستند به بيان ديگر در فلسفه از «بود و نبود» و در عرفان از «بود و نمود» حرف زده مىشود.
ثانيا، بينش عرفانى از نوع شهود و يافتن و رسيدن است وليكن بينش فلسفى از نوع شناختن، فهميدن و ادراك كردن است.
ثالثا، ابزار فيلسوف عقل و روش او برهان و استدلال و ابزار عارف «دل» و روش او اشراق و كشف و شهود است.
رابعا، فيلسوف سير و سفر عقلى و عارف سير و سلوك قلبى و باطنى دارد.[١] به تعبير استاد مطهرى: «يك سلسله منازل و مراحل و مقامات را لازم و ضرورى مىداند و نام آن را «سير و سلوك» مىگذارد.»[٢]
پس امتيازهاى عرفان و فلسفه در ساحتهاى بينشى، گرايشى، روشى و غايتى است كه به موضوع، مسائل، متد و هدفهاى هركدام از منظومههاى معرفتى فلسفه و عرفان برمىگردد كه در موضع خويش بايد مورد مورد سنجش، ارزيابى و تحليل و تطبيق قرار گيرد و ...
مراحل و مقامات عرفانى
«عرفان عملى» كه به تنظيم روابط انسان با خدا، خود و جهان و جامعه مىپردازد و درصدد «تغيير»، ايجاد تحول و نوشوندگى مستمر و بالنده در انسان مىپردازد و «علم سير و سلوك» نيز ناميده مىشود در اين بخش از عرفان سالك براى اينكه به غايت قصواى عرفان و قله رفيع و منيع انسانيت و كمال يعنى «توحيد» برسد به سؤالهايى چون:
~hr /~[١] - آشنايى با علوم اسلامى، بخش عرفان، صص ١٩١- ١٩٠ و ٢٢٦- ٢٢٥، انتشارات جامعه مدرسين، ١٣٦٢ ش، قم.
[٢] - همان، ص ٢٢٦.