سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣١٩ - انواع عرفان
حقيقت واصل شده و از آغاز تا انجام سلوك در «حقيقت» و دستيابى به مراتب و مقامات آن پويايى و پايايى دارد و ...
انواع عرفان
عرفان بر دو نوع است:
الف. عرفان علمى، نظرى، اصولى
ب. عرفان عملى، عينى و وصولى.
كه عرفان علمى «تفسير هستى» است و وجودا و منطقا متأخر از عرفان عملى است چه اينكه تعبير و تفسير تجربيات باطنى و مواجهه با عالم قدس عارفان است و در حقيقت نوعى «جهانبينى» و «جهانشناسى» ويژهاى است كه رهآورد سلوك عملى و طى مقامات معنوى است و «عرفان نظرى» زبان تفسيرى عرفان عملى و يافتههاى كشفى و شهود عارفان الهى است يا به بيان ديگر عرفان علمى ثمره «شجره شهود» و بازتاب سوانح معنوى و سلوكى است لذا عرفان نظرى مبتنى بر تصور و تصديق خاصى است و از معرفتشناسى، هستىشناسى، انسانشناسى، خداشناسى، و ...
سخن به ميان آورده و بينش شهودى عارفان، گرايش و روش شهودى متناسب و همسنخ خويش را نيز در عرصه معرفت عرضه مىنمايد و به تعبير استاد شهيد مطهرى عرفان در بخش نظرى مانند فلسفه الهى است كه در مقام تفسير و توضيح هستى است لكن عارف بنابر مدعيات خويش يافتههاى قلبى و سلوكى خويش را به زبان عقل و يا فلسفى توضيح مىدهد و البته تفسير عرفان از هستى يا جهانبينى عرفانى با تفسير فلسفه از هستى تفاوتهاى عميق دارد زيرا اولا در حكمت و فلسفه هم خدا اصالت دارد و هم غير خدا الا اينكه خدا واجب الوجود و قائم بالذات و غير خدا ممكن الوجود و قائم به غير و معلول واجب الوجودند و ليكن از نظر عارف غير خدا به عنوان اينكه اشيائى در برابر خدا باشند هرچند كه معلول او قرار گيرند وجود