سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣١٧ - ضميمه ٥ مراحل عرفان
محمد تقى جعفرى ;: «صحيحترين كار در عالم عرفان (نظرى و عملى) آن است كه آدمى بفهمد كه از آغاز آگاهى (يقظه) وارد اقيانوس حقيقت شده است.»[١]
و اينك نيم نگاهى به برخى تعاريف كه از «چيستى عرفان» ارائه شده است افكنيم كه به شرح ذيل است:
«ألعارف من أشهد اللّه ذاته و صفاته و أسمائه و أفعاله. فالمعرفة حال تحدث عن شهود؛ عارف كسى است كه خداوند به شهود ذات، صفات، اسماء و افعال خود مفتخرش كرده باشد پس معرفت حالى است كه از شهود پديد مىآيد.»[٢]
«و المنصرف بفكره إلى قدس الجبروت مستديما لشروق نور الحقّ فى سرّه يخص باسم العارف؛ عارف كسى است كه فكر خود را متوجه عالم قدس كرده است تا نور حق پيوسته بر باطنش بتابد.»[٣]
قال على ٧: «ألعارف من عرف نفسه فاعقتها و نزهها عن كلّ ما يبعدها و يوبقها؛ عارف كسى است كه خويشتن را شناخته و آزاد و رها كرده باشد و آنگاه ز هرچه كه او را از حق سبحانه دور مىنمايد و يا زمينگيرش مىكند منزه گردد.»[٤]
قال الصادق ٧: «ألعارف شخصه مع الخلق و قلبه مع اللّه و لا مونس له سوى اللّه و هو فى رياض قدسه متردّد و من لطائف فضله متزود؛ عارف بدنش با خلق و دلش با خداست و توشهاش آن سويى است، قلبش در پيشگاه ملكوت عالم آمد و شد دارد، مونسش حق سبحانه است.»[٥]
و به تعبير شيخ شبسترى كه در پاسخ سؤال:
~hr /~[١] - خودشناسى، تكامل و عرفان، گردآورى، تنظيم و تلخيص محمد رضا جوادى، ص ٢٠٢، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ اول، ١٣٧٨ ش، تهران.
[٢] - عبد الرزاق كاشانى، كمال الدين، اصطلاحات الصوفيه، ص ١٠٤، ج دوم، انتشارات بيدار، ١٣٧٠، قم.
[٣] - الإشارات و التنبيهات، ج ٣، نمط نهم، شيخ ابو على سينا؛ و مقالات فلسفى، ج ٢، صص ١٧٢- ١٤٣؛ در آسمان معرفت، ص ٣٤٥- ٣٤٣؛ دروس شرح اشارات و تنبيهات، نمط نهم، ص ٦٠- ٥٩، علامه حسنزاده آملى.
[٤] - شرح غرر و درر، ج ٢، ص ٤٨.
[٥] - مصباح الشريعه منسوب به امام صادق ٧، باب ٥٦.