سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣١١ - ب) آثار اخروى
شمول جذبه الهى و بارقه محبوب كه «سالك مجذوبش» مىگويند.
پس در «عشق مجازى» انسان سالك عاشق از حزب خدا و جنود الهى مىگردد و از غيبت و فراق محبوب حقيقى و مجازى بىقرار است و به تدريج سنخيت و مشابهت با محبوب يافته و فناى در او پيدا مىكند و «هستىيابى خود» را در گم شدن و فنايافتگى در معشوق مىداند و مىشود مصداق حديث قدسى: «ان اللّه تعالى شرابا لاوليائه، اذا شربوا سكروا و اذا سكروا طربوا و اذا طربوا طابوا و اذا طابوا ذابوا و اذا ذابوا خلصوا و اذا خلصوا طلبوا و اذا طلبوا وجدوا و اذا وجدوا وصلوا و اذا وصلوا اتّصلوا و اذا اتصلوا لا فرق بينهم و بين حبيبهم»[١] و اين شراب عشق را سركشيدن و ذوب و فانى شدن و از فناء نيز فانى گشتن و از منزل مخلص (خلوص فعلى) به مقام مخلص (خلوص ذاتى) رسيدن و غرق در درياى وجود محبوب شدن و وصال به او يافتن هم در «عشق حقيقى» و هم در «عشق مجازى» ممكن است به بيان ديگر در عشق به محبوبهاى محبوب مطلق نيز راهى براى اتحاد و فنا در معشوق و محبوب سرمدى نيز وجود دارد و تعبير شيخ شبسترى:
|
وصال حقّ ز خلقيت جدائيست |
ز خود بيگانه گشتن آشنايى است |
|
|
چو ممكن گرد امكان برفشاند |
بجز واجب دگر چيزى نماند |
|
لذا علامه طباطبايى ; در تفسير «وجه اللّه» مىنويسند: پس اين عارفان والامقام كه به مقام «تمكين» و «فنا» رسيدهاند جز صفات و اسماى خداوند سبحان نه اسمى براى آنها مىماند و نه رسمى، سپس حجاب برداشته مىشود زيرا چيزى از آنان و با آنان و غير آنان جز «وجه» خداوند برجا نمىماند ....[٢]
آرى چنين عشق و عاشقى سالك را مظهر اسماء و صفات جمال و جلال الهى
~hr /~[١] - منتخب جواهر الاسرار، ص ٣٠٢ و تحفة المراد، ص ١٠١.
[٢] - ولايتنامه، ص ٩٩، ترجمه رسالة الولايه، مترجم همايون همتى، چ اول، انتشارات امير كبير، تهران.