سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٧٥ - ناز و نياز
يعنى انسان عين «نياز» و خدا «عين بىنيازى» است و اين فقر محض تجلى و ظهور آن غنى مطلق است و از باب وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[١] انسان از شهادت به غيب وصل است و از غيب به شهادت ظاهر گشت و سوخته هجرانش مىتواند از شراب تجلياتش با شهود ملكوت مظاهرش بهرهمند گردد و از جمله آن نوشيدن شراب پاك و پاككننده معرفت نفس به روش معرفت حضورى و شهودى نفس است كه:
|
ما در پياله عكس رخ يار ديدهايم |
اى بىخبر ز لذت شرب مدام ما |
|
يعنى با بصيرت به درون و بازگشت به ذات خويش مىيابد كه آيت و آينهاى بيش نيست و هرچه هست آينهدارى از اسماء حسناى الهى است و در جام جانش جز شراب شهود حضرت حق نريختهاند كه آيه وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ[٢] از آن حكايت مىنمايد پس انسان با فقرشناسى وجودى و نيازشناسى ذاتى خويشتن به خزائن الهى راه يافته و با رفع حجب ظلمانى و نورانى لايق ديدار با حق سبحانه خواهد شد كه أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ[٣] و اين معرفت شهودى نفس هرگاه با مراقبت صغرى و كبرى نفس از انجام فرائض و ترك محرمات و حضور تام عند ا ... داشتن و جز جمال يار نديدن گره خورد شهد شهود ربّ چشيده خواهد شد كه:
|
عكس رخ تو، چو در آينه جام افتاد |
عارف از پرتو مى، در طمع خام افتاد |
|
|
حسن روى تو به يك جلوه كه در آينه كرد |
اين همه نقش، در آينه اوهام افتاد |
|
|
اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود |
يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد |
|
|
جلوهاى كرد رخش روز ازل زير نقاب |
عكسى از پرتو آن، بر رخ افهام افتاد.[٤] |
|
[١] - حجر، ٢١.
[٢] - انفال، ٢٤.
[٣] - فصلت، ٥٣.
[٤] - حافظ، همان، غزل ٢٢٤.