سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٧٢ - ناز و نياز
به معلول است قول مختار و حق نيز همين است».[١] آنگاه استاد در پاورقى چنين تحليل كردهاند: «زيرا هويت انسان و حقيقت آن همانند ساير موجودهاى امكانى، وجود رابط است نه رابطى چه رسد به نفس و شهود. وجود رابط مسبوق به شهود مربوط اليه است، زيرا آن مربوط اليه كه نفسى است براى اين رابط به منزله مقوّم است و همانگونه كه معرفت صحيح مقوّم، بدون سبق معرفت درست متقوم ميسور نيست، شهود رابط نيز بدون سبق شهود مربوط اليه ممكن نخواهد بود .. بنابراين، تا خداوند يكتا و يگانه كه مربوط اليه هويت انسانى است و به مثابه مقوّم وجودى وى محسوب مىشود شناخته نشود شناخت نفس ممكن نيست، و چون اين معرفت، شهودى است نه حصولى لذا احكام برهان مفهومى و منطقى را ندارد، ولى از لحاظ سبق و لحوق معرفت توحيدى خداوند مقدم بر معرفت حضورى نفس اشت و شبيه برهان لمّ است چنانكه اگر آن علم شهودى بخواهد به علم حصولى تبديل شود و منتقل گردد، به همين صورت يادشده تجلى مىنمايد كه تقريبى از برهان «لمّ» است ...».[٢]
و در تفسير نمونه در تحليل و تبيين آيه يادشده آمده است: «بىنياز حقيقى و قائم بالذات در تمام عالم هستى يكى است، و او خداست، همه انسانها، بلكه همه موجودات سر تا پا نيازند و فقير و وابسته به آن وجود مستقل كه اگر لحظهاى ارتباطشان قطع شود هيچاند و پوچ.
همانگونه كه او بىنياز مطلق است، انسانها فقر مطلقند، همانگونه كه او قائم به ذات است، مخلوقات همه قائم به او هستند ...»[٣] كه توجه به چنين واقعيتى دو اثر مثبت ١. پياده شدن از مركب غرور و تكبر و خودخواهى ٢. نيازخواهى فقط از درگاه الهى و وطوق عبوديت او را بر گردن نهادن و بسوى غير او دست نياز دراز نكردن و غير او را نپرستيدن را به همراه دارد[٤].
~hr /~[١] - جوادى آملى، ١٣٨٣، ج ٢، ص ١٧٨.
[٢] - جوادى آملى، همان، ص ٢٣٩.
[٣] - مكارم شيرازى، همان، ص ٢٣٩.
[٤] - همان ص ٢٤٩( با تلخيص).