سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٦٧ - ضميمه ٢ فقر وجودى انسان در قرآن با رويكردى فلسفى - عرفانى
معلول به علت و ممكن به واجب و بنياد و بن مايه نظريه «بود و نمود» عارفان الهى و «وحدت تجلّى» و «وحدت شهود» تا «وحدت وجود» عرفانى در عرفان ناب اسلامى شده است. تفسير اسفار اربعه عرفانى و تحليل آنها به سفر از «حق به حق» را نيز ممكن و توجيهپذير عقلانى سلوكى كرده است چنانكه استاد جوادى آملى اشارت ظريف در تفسير «صراط مستقيم» به اين معناى ژرف نمودهاند[١] و در فرازى ديگر «هنر فلسفه» را چنين بيان داشتهاند: «اثبات يگانگى موجودات عالم با فقر، نظير اثبات يگانگى صفات كمال با ذات الهى نهايت هنر فلسفه است.»[٢] و استاد شهيد مطهرى نيز فرمودند: «نظريه فقر وجودى از عميقترين قسمتهايى است كه تاكنون بشر در آنها غور كرده است. اين حقيقت عالى جزو شاهكارهاى اعجازآميز فكر بشرى است»[٣] لذا بايد دانست كه عقل شكوفا شده در فلسفه اسلامى و دل بيدار و بينا گشته در عرفان اسلامى كه به صيد «برهان فقر ذاتى» و تبديل نظريه امكان ماهوى به امكان وجودى و عبور از فقر حدوثى به فقر ماهوى و آنگاه فقر وجودى پرداخته و حمل رقيقت بر حقيقت و نظريه همه عالم اسماء الهى و جلوه ذات حقّ سبحانه و «نمود» آن «بود» هستند در دانش فلسفه و عرفان مرهون معارف آسمانى و وحيانى است كه وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ[٤] و آيه كريمه يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ فقر صرف و مطلق «انسان» و وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ[٥] غناي محض و مطلق خداى سبحان را مطرح تا ربط انسان به خدا، ربط «نياز» به «بىنياز» و فقر به غنّى مطلق باشد كه به تعبيرى: «بىنهايت نياز و فقر بايد به بىنهايت غنى و بىنياز متصل گردد چه اينكه هرگز از بىنهايت صفر، عدد و از بىنهايت وابسته، استقلالى حاصل نمىگردد و بىنهايت نياز، نياز و بىنهايت فقر، فقر است پس سرانجام بايد به وجودى كه عين
~hr /~[١] - جوادى آملى، ١٣٧٩، ج ١، ص ٤٨٦- ٤٨٨.
[٢] - جوادى آملى، ١٣٧٥، ج اول، بخش سوم، فصل ١٤.
[٣] - مطهرى، ١٣٦٨، ج ٣، ص ٢٠٦ و ٢١١.
[٤] - بقره، ١٥١.
[٥] - فاطر، ١٥.