سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٦٥ - ضميمه ٢ فقر وجودى انسان در قرآن با رويكردى فلسفى - عرفانى
ضميمه ٢: فقر وجودى انسان در قرآن با رويكردى فلسفى- عرفانى
بينش قرآن در تفسير هستى و انسان مبتنى بر نظريه عميق و انيق فقر وجودى و نياز نفسى و ذاتى است نه فقر نسبى و وصفى چه اينكه از منظر وحى عالم و آدم «آيه و آينه» حضرت حقّ سبحانه هستند و آيه و آينه نشانى از آن بىنشان است و اين بينش و نگرش فوق جهانشناسى فلسفى و انسانشناسى حكمى است علاوه اينكه حكيمان متألّه و فلاسفه اسلام اوج انديشههاى معرفتى خويش را مديون معارف وحيانى هستند و عارفان نامدار اسلام نيز لطافتانديشى و ژرفكاويهاى معرفتى را از مائدههاى نغز و پرمغز وحى قرآنى و آموزههاى ناب اسلامى اصطياد نمودهاند.
نظريه «فقر وجودى» كه فوق نظريه فقر حدوثى و «فقر ماهوى» است و بر «عين الربط» بودن و تشّأن و ظهور هستى از ذات الهى دلالت دارد رهآورد مكتب انبياء الهى و ثمره سلوك قرآنى و عصاره معارف ناب اسلامى است چه اينكه خداى متعال در قرآن فرمود:
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ[١] يعنى همه عالم وجه الهى است و هستى مستقل و اصيل ندارد بلكه عين نياز و ربط به حضرت حقّ و اعتبارى محض است و در انسانشناسى معرفتى سلوكى قرآن كريم نعت وجودى و وصف ذاتى انسان را «فقر محض و محض فقر» معرفى مىنمايد آنگاه كه مىفرمايد: يا أَيُّهَا
~hr /~[١] - بقره، ١١٥.