سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢١٢ - مصداق ختم ولايت كيست؟
حاكم بر جميع موجودات است. آن ختم رسل است و اين ختم ولايت، آن ختم ولايت كلّى بالاصالة است و اين خاتم ولايت كلّى به تبعيّت است.»[١]
و مرحوم آيت اللّه سيد جلال الدين آشتيانى نيز نوشتهاند: «به اعتبارى ولايت كليه الهيّه جميع انواع و اقسام ولايت را از عامه و خاصه و مطلقه و مقيّده دربر مىگيرد.
ولايت از صفات كليه الهيّه است كه به اعتبارى ازلى و به لحاظ حكومت اين اسم كلى الهى، در مظاهر خلقيّه دولت آن، ابدى و غيرقابل نفاد و زوال است، اگرچه نبوت تشريعى كه جهت ظهور و صورت آن مىباشد، پايان مىپذيرد. چه آنكه آفتاب و خورشيد، سفارت و رسالت محمديّه غروب نمود و حقيقت ولايت او در مشكات وجود اولياى او، الى يوم القيامه متجلّى است و كمال حقيقى آن در ولايت مطلقه، خاتم الاولياء مهدى، صلوات اللّه عليه ظهور به هم مىرساند».[٢] لذا براساس ديدگاه استاد آشتيانى خاتم اولياء در هر عصر و زمانى «انسان كامل» است كه در وجود مبارك رسول خدا ٦ و سپس حضرت وصىّ ٧ و سپس امامان پس از او ظهور و بروز كرده است و مصاديق خاتم اولياء اوّلا و بالذات حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى ٦ و ثانيا و بالعرض جانشينان معصومش عليهم السّلام است كه براى خاتم پيامبران بالاصاله و براى ائمه دوازدهگانه بالوراثه است[٣] و علامه حسنزاده آملى در باب حديث «باء بسم اللّه» را بر نبوت و ولايت و گستره آن اشاراتى لطيف داشتهاند[٤] چنانكه در تصحيح و تعليقه بر شرح فصوص الحكم خوارزمى نيز مطالب بلند و عميقى را در خصوص «ولايت»، ختم ولايت محمديّه ٦ مطرح فرمودند.[٥] و در
~hr /~[١] - صحيفه امام، ج ٢، ص ٢٤٩.
[٢] - شرح رساله قيصرى، ص ١٥٣- ١٥٤.
[٣] - ر. ك: شرح مقدمه قيصرى، مقاله ختم اولياء از ديدگاه ابن عربى.
[٤] - حسنزاده آملى، حسن، هزار و يك كلمه، ج ٢، ص ١٧٢- ٢٠٧، كلمه ٢٥٤.
[٥] - همو، شرح فصوص الحكم، خوارزمى، ص ٢٠٨- ٢٠٩.