سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٠٥ - مصداق ختم ولايت كيست؟
گاهى متهافت نيز مىنمايد و منشأ تفسيرهاى مختلفى شده است از جمله در پايان باب چهارم، فتوحات مكيه آوردهاند:
«و لهذا الرّوح المحمّدى مظاهر فى العالم، و اكمل مظهره فى قطب الزمان و فى الأفراد و فى الولاية المحمّدى و ختم الولاية العامة الذى هو عيسى ٧»[١] و يا مىنويسد: «ختم بر دو گونه است ختم ولايت به نحو مطلق و ختم ولايت محمّديه ٦. ختم ولايت به نحو مطلق، عيسى بن مريم ٧ است كه در زمان اين امت، به نبوت مطلقه ولىّ مىباشد و ميان او و نبوت تشريعى و رسالت فاصله افتاده و نزول او در آخر الزمان به عنوان وارث خاتم- كه پس از او وليّى به نبوّت مطلقه وجود ندارد- تحقق مىيابد و سپس مىنويسد: «اما ختم ولايت محمّديه ٦ به مردى از عرب اختصاص دارد كه از تبار كريمترين و ارجمندترين خاندانهاست. او امروز در روزگار ما موجود است و من در سال ٥٩٥ او را شناختم و علامتى را كه خداوند آن را از ديده بندگانش پنهان ساخته است، ديدم. خدا آن را در شهر «فاس» برايم مكشوف ساخت و من از او خاتم ولايت را كه همان خاتم نبوت مطلقه است و بسيارى از مردمان از آن ناآگاهند، ديدم ... لذا ختم ولايت عامه را عيسى ٧ و خاتم ولايت محمدّيه ٦ را مهدى موعود (عج) مىداند.[٢] و يا در فرازى ديگر مىنويسد:
|
«الا ان ختم الاولياء شهيد |
و عين امام العالمين فقيد |
|
|
هو السّيد المهدى من آل احمد |
هو الصارم الهندىّ حين يبيد[٣] |
|
و در رساله الشجرة النعمانية فصلى به نام «المطلب المهدى» آمده و خاتم اولياء بودن مهدى (عج) را ثابت مىكند و مطالب فتوحات مكيه را تكرار مىكند[٤] اما در
~hr /~[١] - الفتوحات المكيه، ج ١، ص ٢٠٥.
[٢] - همان، ج ٢، ص ٤٢- ٥٢، باب ٧٣.
[٣] - همان، ج ٣، ص ٣٢٨.
[٤] - الشجرة النعمانيه، شرح صدر الدين قونوى، ص ٥٨، چ بيروت، و عين عبارت در فتوحات، ج ٣، ص ٢٧، آمده است البته با اين فرق كه جدّ مهدى در فتوحات« حسن» و در اينجا« حسين» آمده است.