سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٠٤ - مصداق ختم ولايت كيست؟
مبشرات قلمداد كرده و همه «فصوص الحكم» را القاى ربانى و الهام الهى و دم روحانى دانسته[١] كه به تعبير آيت اللّه استاد جلال الدين آشتيانى ;: «ابن عربى در فتوحات مكيّه زشت و زيبا و غثّ و ثمين را به هم آميخته و لذا مكاشفات و واردات قلبى او متنوع و القائات او گاهى مضطرب و خالى از تشويش و تناقض نيست.»[٢] و نظريه ابن عربى در باب ولايت، خاتميّت، ختم ولايت و مهدى موعود ٧ به گونهاى دچار تشويش و تذبذب و اضطراب و در عين حال تنوع و تكثّر است كه هم گرفتار هالهاى از ابهام شده و هم برخى را دچار اشتباه در تفسير نظريه ابن عربى كرده و هم عدهاى او را «كافر» بدانند مثلا در عبارات:
|
الا ان الرسالة برزخية |
و لا يحتاج صاحبها لنيّة |
|
|
فانّ الاختصاص بها منوط |
كما دلّت عليه الاشعرية |
|
|
و ما من شرطها عمل و علم |
و لا من شرطها نفس زكية[٣] |
|
و البته برخى با استناد به اين نظريه كه او را تكفير كردهاند، برخى نيز او را خاتم ولايت مقيّده شمردهاند[٤] و خود ابن عربى نيز خود را به نوعى خاتم اولياء معرفى مىكند «انا ختم الولاية دون شك لورث الهاشمى مع المسيح»[٥].
البته ابن عربى آبشخور و سرچشمه ختم ولايت را «اصل نبوى و مشهد علوى» مىداند[٦] و از ديدگاه وى پيامبر اعظم ٦ خليفه اعظم الهى و امام اكبر و امت او از همه امم، برتر است.[٧]
و در باب مصداق ختم ولايت نيز ابن عربى سخنانى گوناگون و متفاوت دارد كه
~hr /~[١] - الفتوحات المكيه، ج ٣، ص ٤٥٦، ج ١، ص ٦٥٨.
[٢] - حاشيه آشتيانى بر شرح فصوص جندى، ص ١١٤، و مقدمه قيصرى، ص ١٣.
[٣] - فتوحات مكيه، ج ٢، ص ٢٥٦.
[٤] - آشتيانى، شرح مقدمه قيصرى، ص ٤٤.
[٥] - فتوحات مكيّه، ج ٣، ص ١٨٤.
[٦] - عنقاء مغرب، ص ١٨ به نقل دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٤، ص ٢٨٢.
[٧] - محمود محمود الغراب، شرح فصوص الحكم، ص ١٢١؛ فتوحات مكيه، ج ١، ص ٥٤٥- ٥٤٤.