سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٩٦ - فرازى از حديث نورانيت
نبىّ مرسل است شامل است و انما قال وقت و لم يقل مقام للفرق بين مرتبة الرسالة و مرتبة الولاية لان دعوى الرساله لا يلائم دعوى المقام هناك و انا يلائم الدعوى الوقتيه»[١]، مقام «شهود» دائم است بخلاف وقت، فرق ميان وقت و مقام نظير فرق ميان حال و ملكه است»[٢][٣]. و مولانا نيز در تبيين حقيقت محمّدى ٦ و وجود لاهوتى و ناسوتى او اشعار بسيار عميق و دقيقى دارد كه به برخى بصورت گزينشى اشاره خواهيم كرد:
|
من به صورت گر ز آدم زادهام |
پس به معنا جدّجدّ افتادهام |
|
|
احمد ار پر بگشايد آن پر جليل |
تا ابد مدهوش ماند جبرئيل |
|
|
چون گذشت از سدره و از مرصدش |
از مقام جبرئيل و از حدش |
|
|
گفت جبريلا بپر اندر پيم |
گفت رو، رو من حريف تو نيم |
|
|
باز گفت او را بيا اى پردهسوز |
من به اوج خود نرفتم هنوز |
|
|
گفت بيرون زين حدّ اى خوش فرمن |
گر زنم پرّى بسوزد پر من |
|
بعد مولوى مىگويد:
|
جبرئيلا گر شريفى ور عزيز |
تو نهاى پروانه آن شمع نيز |
|
|
شمع چون دعوت كند وقت فروز |
جان پروانه بپرهيزد ز سوز |
|
|
آفتاب از ذرّه كى مدهوش شد |
شمع از پروانه كى بيهوش شد |
|
و مولانا درصدد بيان منزلت پيامبر اكرم ٦ است كه «حقيقت لاهوتى» پيامبر يا حقيقت محمّديه ٦ در جايگاهى است كه جبرئيل نيز رشحهاى و رقيقه از آن حقيقت و بحر ناپيدا كرانه است و به اذن او عروج و نزول دارد و جبرئيل نيز مقامى بس فروتر از مقامات پيامبر اكرم ٦ و امامان عليهم السّلام داشته و در مقام نزول تحت اراده
~hr /~[١] - اسفار، ج ٣، ص ٦٢، ط. اول.
[٢] - همان، ج ١، ص ٨٢، ط. اول.
[٣] - حسنزاده آملى، حسن، هزار و يك نكته، ج ٢، ص ٧٧٣، نكته ٩٤٠، چ اول، مركز نشر فرهنگى رجاء، تهران، ١٣٦٤ ش.