سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٨٨ - حقيقت محمديه
عميق قرآنى- روايى و اصالت «انسان كامل» در عوالم وجود چه در «قوس نزول» و چه در «قوس صعود» كه «كون جامع» است توانستند بلندمرتبهترين معارف عرفانى را استخراج و اصطياد نمايند كه انسان كامل «تعين اول» و حقيقت محمديه ٦ صادر نخستين است كه «تجلّى اعظم» است و «ظهور اول» چه اينكه دو مقام كلى براى حضرت حقّ سبحانه است: الف) مقام هويت غيبيّه احديّه كه به «عنقاء مغرب» موسوم و موصوف است و حقيقت حقّ به اعتبار مقام ذات و كنه حقيقت از فرط كمون و بطون، اسم و رسمى ندارد و قبول اشاره نمىكند و محكوم به هيچ حكمى نيست و قلوب اولياء از ساحت قدس او محجوب و عقول ارباب حكمت و شهود از فهم و ادراكش محروم مىباشد و اساس و مغزاى عرفان در حوزه «نظر» اعتراف به «جهل» در اين زمينه است كه پيامبر اعظم ٦ فرمود: «ما عرفناك حق معرفتك»[١] و در حوزه «عمل» نيز اقرار به «عجز» در «عبوديت» نسبت به اوست كه سيد ثقلين ٦ فرمود: «ما عبدناك حق عبادتك»[٢] و خداى سبحان نيز قاعده عقلى استثناء نابردار وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ...[٣] را در امتناع ذاتى و محال عقلى بودن معرفت به كنه ذاتش مطرح فرمودهاند زيرا «محبط مطلق» هرگز محاط شدنى نيست و على ٧ نيز فرمود: «لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن»[٤] چنانكه در فرازى ديگر فرمود: «لم يطلع العقول على تحديد صفته و لم يحجبها عن واجب معرفته»[٥] و قيصرى نيز در شرح فصوص در بحث از مقام ذات كه لابشرط مقسمى است و احدى را به آن راه نيست حتّى انبياء و اولياء در آن حيراناند تصريح مىكند: «و اما الذّات الالهيّه فحار فيها جميع الانبياء و الاولياء[٦] ... لا يمكن لأحد معرفتها»[٧] و اين هويت غيبيّه مطلقه كه منقطع
~hr /~[١] - بحار، ج ٦٨، ص ٢٣.
[٢] - همان.
[٣] - آل عمران، ٣٠.
[٤] - نهج البلاغه، خطبه اول.
[٥] - همان، خطبه ٤٩.
[٦] - شرح فصوص قيصرى، ص ٦٩- ٧٠.
[٧] - همان، ص ٨٧.