سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٧٢ - ب) امكان يا امتناع مرگ ارادى
خمينى ; در ادراك موت ارادى و نيل به فناى تامّ مىنويسند:
«اگر انسان حبّ دنيا را به رياضات علمى و عملى از قلب خارج كند، غايت مقصد او دنيا نخواهد بود و اعمال او از شرك اعظم، كه جلب انظار اهل دنيا و حصول موقعيت در نظر آنهاست، خالص شود و از جلوت و خلوت و سرّ و علن او مساوى شود. و اگر با رياضات نفسانيه بتواند حبّ نفس را از دل بيرون كند، به هر مقدارى كه دل از خودخواهى خالى شد خداخواه شود و اعمال او از شرك خفىّ نيز خالص شود و مادامى كه حب نفس در دل است و انسان در بيت مظلم نفس است مسافر الى اللّه نيست بلكه از مخلّدين الى الارض است. و اوّل قدم سفر الى اللّه ترك حبّ نفس است و قدم بر انانيّت و فرق خود گذاشتن است. و ميزان در سفر همين است. و بعضى گويند يكى از معانى آيه شريفه: وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ[١] اين است كه كسى كه خارج شد از بيت نفس و هجرت به سوى حق كرد به سفر معنوى، پس از آن او را فناى تامّ ادراك كرد اجر او بر خداى تعالى است و معلوم است براى چنين مسافرى جز مشاهده ذات مقدس و وصول به فناء حضرت اجرى لايق نيست ...»[٢]. بنابراين عقلا محال نيست كه هرگاه انسانى در اثر مراقبت علمى و عملى توانست صاحب «همّت» شده و داراى نفس و نفس رحمانى و الهى گشته و از ظلمتكده طبيعت و سراچه آفاق عبور نمايد توانمندى لازم را در «مرگ ارادى» داشته باشد و بدنش در ماده و روحش در معنا سير كند چنانكه «ادريس پيامبر ٧» در اثر رياضات قالبيّه و قلبيّه توانست رفعت مقام و عروج مكانتى يابد و تلطيف وجود و تنوير درون نمايد و صاحب كمالات روحى و مرگ اختيارى گردد كه:
~hr /~[١] - نساء، ١٠٠.
[٢] - خمينى[ امام]، روح اللّه، چهل حديث، ص ٣٣٣.