سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٦٨ - انواع موت ارادى
حال آيا على ٧ در خطبه: «قد احيا عقله و امات نفسه حتّى دق جليله و لطف غليظه و برق لامع كثير البرق فابان له الطريق و سلك به السبيل و تدافعته الابواب الى باب السلامه ...»[١] تو مرگ اختيارى را در قالب ميراندن نفس و هواها و تمايلات نفسانى و زنده نگه داشتن عقل فطرى و سليم وجودى و تحمل رياضت و مجاهدتهاى ظاهرى و باطنى كه معقول، مشروع و معتدل باشد تا در پرتو افاضههاى حق سبحانه و نفحات ربّانى و لوامع الهيّه منزل به منزل و مقام به مقام طىّ شده و انسان به قرارگاه اصلى يعنى لقاء ربّ بار يابد تبيين و تفسير نفرمودهاند؟ چرا و بلكه بهترين تعبير و تفسير با توجه به مدارج و معارج استكمالى مرگ اختيارى را از حيث بيان اوصاف اولياء الهى روشن ساخته و خود مصداق بارز و باهر نائلان به مرگ ارادى در حد اعلى و اجمل بودهاند.
كه زهد و عبادت و عرفان، تحمّل رنج گرسنگى، سادهپوشى، مخالفت با هواهاى نفسانى و ملامتها و ملالتهاى خلق و تهمت و افتراءهاى جاهلان را نمودهاند تا مراتب چهارگانه مرگ ارادى، در «سيره عملى» آن پدر عرفان حقيقى و سرچشمه كمالات معنوى و امام سالكان و شاهدان راستين تبلور يابد. و علامه حسنزاده آملى نيز در يكى از اشعار شهودى خويش سلوك الى اللّه و تحمّل مراتب مرگ ارادى نيكو به نظم كشيدهاند:
|
در رهت طىّ مراحل نكنم پس چكنم؟ |
در سر كوى تو منزل نكنم پس چكنم؟ |
|
|
ناقص ار فيض ز كامل نستد پس چه ستد |
ناقصى را ز نو كامل نكنم پس چكنم |
|
|
جان آن محرم جانان نشود پس چه شود |
خويشتن را به تو واصل نكنم پس چكنم |
|
|
ديده سرمست جمالت نبود پس چه بود |
خاك بر ديده عازل نكنم پس چكنم |
|
|
عاقل ار سنگ ز جاهل نخورد پس چه خورد |
صبر از يك دو سه جاهل نكنم پس چكنم |
|
|
عاشق دل شده زارى نكند پس چه كند |
گريه شوق چو هاطل نكنم پس چكنم |
|
[١] - نهج البلاغه، خ ٢١٠ فيض.