سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٦٥ - چيستى مرگ ارادى
«حضور» حقّ بودن و «روح» را قبل از اينكه با «مرگ طبيعى» از جسم و بدن مفارقت يابد، از بدن آزاد ساختن كه مولوى گفتهاند:
|
پيشتر از مرگ خود اى خواجه مير |
تا شوى از مرگ خود اى خواجه مير |
|
كه امير شدن با مردن ممكن است و «مير» مصرع اول امر به مردن ارادى و مير مصرع دوم «امير» شدن و پيروز و رستگار شدن است و در قرآن كريم خداى سبحان فرمود: وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ[١] كه در تفسير اهل معرفت خارج شدن از بيت به بيت نفس تفسير شده است و نيل به «موت نفس» بسيار دشوار است و بايد گفت كه هجرت دو نوع است: الف.
هجرت افاقى و بيرونى كه از مكانى به مكانى و از جايى به جايى رفتن است و ظاهر آيه نيز دالّ بر آن است ب. هجرت انفسى و درونى كه از مكانى به مكانى و از مرحلهاى به مرحلهاى رفتن است و باطن آيه ناظر به آن است و «ادراك موت» در هجرت درونى كه هجرت از بديها و رذائل به خوبيها و فضائل و سپس طىّ مقامات معنوى و سفر در اسفار اربعه عرفانى است واقع مىشود و در اثر تجربه و شهود «موت ارادى» دست يافتنى است كه قيصرى در شرح نصوص در موت ارادى به ازاى موت طبيعى آوردهاند: «و بازائه الموت الارادى الذى يحصل للسالكين المتوجهين الى الحقّ قبل وقوع الموت الطبيعى قال ٦: من اراد أن ينظر الى ميت يمشى على وجه الارض فلينظر الى ...
و قال موتوا قبل ان تموتوا فجعل الاعراض عن متاع الدنيا و طيباتها و الامتناع عن مقتضيات النفس و لذّاتها و عدم اتباع الهوى موتا لذلك ينكشف للسالكين ما ينكشف للميت و يسمى بالقيمة الصغرى و جعل بعضهم الموت الارادى مسمّى بالقيمة الوسطى لزعمه» و علامه حسنزاده آملى در خصوص هجرت درونى و موت ارادى سرودهاند:
~hr /~[١] - نساء، ١٠٠.