سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٥٣ - حديث قرب نوافل و فرائض
سلوك از جذبه متأخر است و حضرت حق به اسم «الظاهر» بر ادراك عبد ظهور مىيابد اين است كه حقّ به وسيله عبد سالك مىبيند و مىشنود، حق مدرك است و عبد سالك آلت ادراك. و در نقد النصوص مراتب قرب چهار مرتبه دانسته شده است كه بر حديث قرب نوافل و فرائض تطبيق داده شده است:
١. مرتبه محبت ٢. مرتبه توحيد ٣. مرتبه معرفت ٤. مرتبه تحقيق كه مرتبه خلافت و كمال است و شامل همه مراتب پيشين».[١]
بنابراين قرب سالك دو قسم است:
١. قرب مجذوبان و محبوبان كه عنايت و جذبه الهى عامل است نه سلوك عارف.
٢. قرب سالكان و محبّان كه در آن سلوك بر جذبه مقدّم است.
به بيان ديگر در سلوك اولى مرحله بقاى اصلى بر فنا مقدم بوده، و در دومى فناء بر بقاء مقدم است و قرب و محبّتى كه منسوب به حضرت حق باشد، «قرب فرائض» و اما قرب و حب منسوب به عبد را قرب و حبّ «نوافل» مىگويند.[٢]
و استاد شهيد مطهرى پس از بحث از ماهيت قرب كه حقيقى است نه مجازى به بحث از «عبوديّت» تا «ربوبيّت» پرداخته و مراحل و منازل قرب و ولايت را تبيين كردهاند كه عبارتند از:
الف) مرحله اول تسلّط بر نفس خويشتن كه ربوبيت و ولايت بر نفس امّاره پيدا مىكند.
ب) مرحله دوم تسلّط و ولايت بر انديشههاى پراكنده، يعنى تسلّط بر نيروى متخيّله كه قواى ادراكى خويش را در اختيار خود مىگيرد.
ج) مرحله سوم بىنيازى روح در مراحل قوّت و قدرت در بسيارى از چيزهاى بدن يعنى بىنيازى از بدن درحالىكه بدن صددرصد نيازمند به روح است.
~hr /~[١] - نقد النصوص، ص ١٥٢- ١٥٣.
[٢] - ر. ك: يثربى، يحيى، عرفان نظرى، ص ٥٠٥- ٥٠٦.