سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٥٢ - حديث قرب نوافل و فرائض
خداوند سؤال كرد پروردگارا منزلت مؤمن در نزد تو چگونه است؟ خداى سبحان در جواب فرمود: اى محمد، آن كسى كه وليّى از اولياى مرا اهانت نمايد، آشكارا با من به ستيز برخاسته است و من براى نصرت اولياى خود از هر چيزى سريعتر و شتابانترم.
هيچ بندهاى از بندگانم با وسيلهاى محبوبتر از انجام فرائض به من تقرب نمىجويد ...) سپس افزود: «و انّه ليتقرّب الىّ بالنّافلة حتّى احبّه فاذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و لسان الذى ينطق به و يده الّتى يبطش بها ان دعانى اجبته و ان سألنى اعطيته.»[١]
سپس افزود همانطور كه انجام فريضه موجب قرب است، انجام نوافل نيز باعث تقرّب مىگردد به گونهاى كه عبد سالك به خدا نزديك شده و خداوند فرمود «تا آنجا كه محبوب من گردد»، اگر او محبوب من و من محبّ او شدم همه مجارى ادراكى و تحريكى او را به عهده مىگيرم و با گوش من مىشنود، با چشم من مىبيند، با زبان من مىگويد و ... حقّ گوش، چشم و دست و زبان او مىشود».[٢] و انسان كامل هنگامى كه از ذات خود فانى شده و به حق فانى مىگردد گوش، چشم و دست حقّ مىشود و اين با «قرب فرائض» محقق مىگردد كه فراتر از «قرب نوافل» است.[٣]
يعنى در قرب نوافل خدا گوش و چشم و زبان و دست «عبد» مىشود و در قرب فرائض عبد گوش، چشم، زبان و دست خدا مىگردد كه انسان كامل عين اللّه، يد اللّه، لسان اللّه و ... است و به بيان ديگر در «قرب نوافل»، «سير محبّى» و تقدم سلوك بر جذبه و سبقت فنا بر بقا رخ مىدهد زيرا حق با اسم «الباطن» تجلّى مىكند و ابزارهاى ادراك «عبد» مىشود و بر او ظهور مىكند و در «قرب فرائض» در «سير محبوبى» كه
~hr /~[١] - اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، ح ٨؛ محاسن برقى، ص ٢٩١؛ وسائل الشيعه، باب مقدمه العبادات؛ صحيح بخارى، ج ٨، ص ١٣١.
[٢] - جوادى آملى، ولايت در قرآن، ص ١٩٤- ٢٠١، چ چهارم، ١٣٧٥، تهران، مركز نشر فرهنگى رجاء.
[٣] - ر. ك: حسنزاده آملى، حسن، ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، ص ١٨.