سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٢٨ - «مراتب ولايت»
و ظهور و تنزل، معروض قيود و اضافات و حدود گرديده است. ولايت انبياء و اولياء از اجزاء و فروع و شعب ولايت مطلقه و نبوّت آنها از جزئيات نبوت مطلقه است.
ولايت از آن جهت ولايت عامه است كه شامل جميع اهل ايمان مىشود، و هركه ايمان آورده باشد و عمل صالح از او سر بزند و بمقتضاى: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ مصداق مفهوم كلى ولايت است.
مرتبه اعلاى ايمان، به كشف صحيح و شهود مطابق با واقع، مصداق پيدا مىكند، مرتبه اوسط ايمان، حظّ اهل برهان و نظر از حكماى الهى است، مرتبه ادناى آن، ايمانى است كه از تقليد از اهل يقين حاصل مىگردد مثل ايمان عوام النّاس.
ولايت خاصه، اختصاص به اهل سلوك و شهود دارد كه به اعتبار فناى آنها در حقّ و بقاى به وجود حقّ مطلق بحسب علم و شهود و حال (سالك، به اعتبار فناء در حق به حسب ذات و صفت و فعل واحد كه از آن تعبير به محق و طمس و محو كه عبارة اخراى توحيد ذاتى و صفاتى و فعلى و اثرى است) به اين مقام مىرسد.[١] ... سالك، قبل از اتصاف به مقام ولايت و فناء در احديت وجود و بقاء به موجود مطلق، و اضمحلال جهات امكانى و خلقى، مبدأ افعال و صفات خود است. ولى بعد از خلع لباس امكانى، و تعيّنات خلقى و رفض حدود مانع از شهود حقائق، و جهات مزاحم با شهود حقّ و ربّ مطلق، حق تعالى مبدأ افعال اوست و از نهايت قرب به حقّ و اتحاد با سلطان وجود افعال او بحق هستند مىگردد. حدودى كه مانع از استناد افعال او به حق باشد در مقام فناء در توحيد برداشته مىشود و حق در او متجلّى مىگردد. يعنى شمول تجلّى خاص حق واقع مىگردد و انعدام وجود مجازى او منشأ رفع نقايص او مىشود. به همين ملاحظات، حضرت ولايتمدار على ٧ فرموده است: «ما قلعت باب
~hr /~[١] - ر. ك: شرح مقدمه قيصرى، ص ٨٦٦- ٨٦٧، سيد جلال الدين آشتيانى.