سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٠٤ - «مراقبه»
|
آئينهات دانى چرا غماز نيست |
زانكه زنگار از رخش تمناز نيست |
|
|
رو تو زنگار از رخ او پاك كن |
بعد از آن، آن نور را ادراك كن |
|
|
آئينه دل چون شود صافى و پاك |
نقشها بينى برون از آب و خاك |
|
|
هم ببينى نقش و هم نقاش را |
نقش دولت را و هم فراش را |
|
پس «عقل» را از «هوى» كه عدّو و دشمن عقل است «الهوى عدو العقل»[١] و مطامع و آزمندىها كه دشمن ديگر عقل يا عقلستيز است. «اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع»[٢] نجات داد و بهطور كلى به تعبير على ٧ عقل را از اسارت هواهاى نفسانى رهانيد و آزاد كرد تا انسان سالك بر «قواى ادراكى» تسلط يابد و از آن طريق بر «قواى تحريكى» «خشم و شهوت و ...» نيز حاكم شود تا مديريت داخلى و خارجى خويش را بر عهده بگيرد كه «المؤمن ملجم»[٣] چه اينكه فرمود: كم من عقل اسير عند هوى امير»[٤] پس بايد غلام همّت آن شد كه زير چرخ كبود، از هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است و اين تسلط و مديريت بر خويشتن خويش را از مراحل اوليه يعنى ١- كم خوردن ٢- كم خوابيدن ٣- كم گفتن ٤- و كم مجالست با مردم داشتن[٥] آغاز نمايد و به تعبير بزرگى كه راه رفته و مقامات طى كرده است و راز و رمز سلوك الى الله را مىداند: «دائما طاهر باش، به حال خويش ناظر باش و عيوب ديگران را ساتر باش، با همه مهربان باش و از همه گريزان باش يعنى با همه باش و بىهمه باش، خداشناس باش در هر لباس باش.»[٦]
و در راه مديريت بر خود و سلوك هوشيارانه به سوى خداوند سبحان يا در راه ولايت گام نهادن دو چيز مهم ملازم دارد ١- عزم ٢- حزم يعنى چنانكه «معرفت (عقل
~hr /~[١] - نهج البلاغه.
[٢] - نهج البلاغه.
[٣] - نهج البلاغه.
[٤] - همان، حكمت ٢٠٢.
[٥] - بهارى همدانى، محمد، تذكرة المتقين، ص ١٩٠- ٢١٢، چ اول، انتشارات نهاوندى.
[٦] - هزار و يك كلمه، ج ١، ص ٤٢٠، كلمه ١٩٦، استاد حسنزاده آملى.