رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥١٤ - مناجات موسى بن عمران
من شرك مياور.[١] همانا من سرور بزرگم. به راستى كه من تو را از نطفهاى، از آبى پست آفريدم، از گلى كه از زمينى پست آميخته بود، و آنگاه بشرى برآمد؛ من آن گل را آفريدهاى ساختم، مبارك باد ذات من و مقدس باد ساخته من، هيچ چيز چون من نباشد، و منم زنده جاودانهاى كه زوال نيابم.[٢] (١) اى موسى، هر گاه مرا بخوانى ترسان و نگران و هراسان باش و چون با من راز و نياز كنى با دلى بيمناك مناجات كن و با توراتم در روزگار زندگانيت زندگى كن و ستودگيهاى مرا به ناآگاهان بياموز و نعمتهاى نهان و عيانم را به يادشان آر و به ايشان بگو: بدين گمراهى كه در آن به سر مىبرند نپايند زيرا بازخواست من از ايشان سخت خواهد بود.
(٢) اى موسى، اگر رشته پيوندت از من گسيخت به رشته ديگرى نپيوندد، پس مرا بندگى كن و چون بندهاى كوچك در برابرم بايست، نفس خود را نكوهش كن كه نفس سزاوارتر چيزى به نكوهش باشد، و با كتاب من بر بنى اسرائيل گردنفرازى مكن، همين پند آموز براى دل روشن تو بسنده باشد كه در آن كلام پروردگار شكوهمند و والاى جهانيان آمده است.
(٣) اى موسى، هر گاه مرا بخوانى بيابيم كه من به زودى بر آنچه از تو سر زده رقم آمرزش زنم. آسمان به فروتنى مرا تسبيح گويد و فرشتگان از بيم من نگرانند و زمين به بويه (رحمتم) تسبيحم گويد و همه آفريدگان با سرسپردگى و فروتنى مرا تسبيح كنند. سپس (مراقب) نماز باش كه به راستى، نزد من پايگاهى دارد و براى آن نزد من پيمانى استوار است، و چنان كه سزد زكات تقرّب را از مال و خوراك پاكيزه (و حلال) بدان بپيوند كه من جز پاكيزه و حلالى را كه مراد از (اداى آن تقرّب به) درگاه من باشد نپذيرم، و صله ارحام را نيز قرين آن ساز كه منم بخشاينده مهربان.
من پيوند خويشاوندى را به رحمت خود آفريدم تا بندگان به سبب آن به يك ديگر مهر ورزند و آن را در روز رستاخيز به آخرت نزد من اعتبارى است و من با هر كه قطع رحم كند پيوند بگسلم و با هر كس پيوند خويشاوندى نگه دارد بپيوندم و به هر كه امرم را تباه كند چنان كنم (و از او بگسلم).
(٤) اى موسى، چون خواهندهاى نزدت آيد او را با جوابى خوش گرامى دار يا اندكى به او بده كه بسا كسى نزدت آيد كه نه آدمى باشد و نه پرى، بلكه فرشتهاى رحمانى است كه خواهد تو را بيازمايد تا با آنچه به تو عطا كردهام چه مىكنى و ايثارت در آنچه من به تو دادهام چگونه است. زارى كنان به من سر بسپار و با خواندن (تورات) به مويه و شيون مرا آواز ده و بدان كه من تو را چنان مىخوانم كه سرورى بنده خويش را مىخواند تا به مقامات والا برسى، و اين از فضل و عنايت من بر تو و پدران پيشين توست.
(٥) اى موسى، در هيچ حال مرا فراموش مكن و از فزونى مال دلشاد مشو، زيرا فراموش كردن
[١] در الروضة اضافه دارد:[ و ذكر بى من يطمئن الىّ و اعبدنى و لا تشرك بى شيئا و تحرّ مسرّتى- مرا چون كسى كه دلش به من آرام گيرد ياد كن و مرا بپرست و چيزى را شريكم مساز و در طلب خرسندى من بكوش]
[٢] در الروضة به جاى« الحىّ الدائم لا ازول»،[ الحى الدائم الّذي لا ازول] آمده( كه همين گونه ترجمه شد.- م.)