رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٨٧ - كوتهسخنان امام(صادق)
پرى است كه بادى بر آن بگذرد و به پروازش در آرد.[١] (١) سپس فرمود: پيامبر خدا ٦ فرمود: هر احسانى صدقه است و بهترين صدقه آن است كه از روى بىنيازى باشد،[٢] به (احسان بر) نانخورت آغاز كن. و دست زبرين (يعنى دست صدقه دهنده) بهتر از دست زيرين (گيرنده صدقه) است. خدا را بر كسى كه به اندازه گذران معاش خود مالى نگهدارد سرزنشى نباشد. آيا پنداريد خدا بخيل است و آيا ذاتى را بخشندهتر از ذات الهى مىبينيد؟ به راستى بخشنده با سرورى آن كس است كه حقّ خدا را به جاى خود صرف كند و بخشنده آن نيست كه مالى به ناروا به دست آرد و نابجا صرف كند. هلا، كه من به خدا، اميدوارم كه خدا را در حالى ملاقات كنم كه آنچه را بر من حلال نيست نگرفته باشم و هيچ حقّى از خدا بر من تعلّق نگرفته باشد مگر آن كه آن را ادا كرده باشم و هرگز شبى نگذارنده باشم كه خدا را در آن شب حقّى در مالم بوده و آن را نپرداخته باشم.[٣] (٢) و فرمود ٧: پس از گرفتن از شير، شيرخوارگى نباشد[٤] و دو روزه وصل بهم نباشد[٥] و يتيمى پس از احتلام نيست[٦] و سكوت يك روز تا به شب روا نيست[٧] و پس از هجرت بيابان گردى نباشد[٨]
[١] شايد مراد اين است كه او از سبكى و خوارى چون پرى است كه به هر بايد به پرواز درآيد و از هر موجى پيروى كند و از پرتو دانش كسب نور نكند و به ركن استوارى پناه نجويد.
[٢] جزرى در باره« بهترين صدقه» گويد:« عن ظهر غنى- كه از پشت بىنيازى باشد» يعنى ما زاد بر توانگرى. و گفته شده است آنچه بيش از مصرف عيال و نانخور آدمى باشد. كلمه« ظهر- پشت» در اين مورد براى افاده اشباع كلام و تمكين آمده است چنان كه پشتوانه صدقهاش، پشتى نيرومند از دارايى باشد.( پايان گفته جزرى). نظير اين است عبارت« خير الصدقة ما ابقيت غنىّ- بهترين صدقه آن است كه با پرداخت آن باز هم خود غنى و توانگر بمانى» يعنى بعد از پرداخت آن براى خود و عيالت مالى باقى ماند. پس مراد از« ظهر غنى» نفس غنى و بىنيازى است ولى براى توضيح و بيان به« ظهر» اضافه شده چنان كه گويند« ظهر الغيب» و مراد خود« غيب» است. اين گونه اضافه اضافه بيانى است كه قصد تأكيد از آن شده همان گونه كه در« حق اليقين» و« دار الآخرة» ملاحظه مىشود.
[٣] اين بيان امام ٧ در ردّ بر فقير نمايى صوفيان ص نيز گذشت.
[٤] يعنى اگر كودكى پس از آنكه از شير گرفته شد شير زن ديگرى را بخورد در اين مورد حرمت رضاعى حاصل نمىشود چه اين رضاع بعد از فطام است.( شير خوردنى كه موجب حرمت مىشود شيرى است كه به اندازه و شروط معيّن شرعى و به دفعات مكرّر متوالى از يك زن شير دهنده تا حدّ سير شدن كودك شيرخواره در هر نوبت و در همان اوان رضاع كه مدّتى مشخّص است، تا دو سالگى كودك و محكم شدن استخوانهايش انجام گيرد.- م.)
[٥] يعنى روزه پيوسته بدون افطار تا چند روز، جايز نيست.
[٦] يعنى اگر جوانى پس از بلوغ پدرش را از دست بدهد، يتيم خوانده نمىشود( و يتيم هم چون بالغ شود ديگر مصداق يتيم و احكام آن نخواهد بود.- م.)
[٧] روزه از سخن گفتن و به اصطلاح« اعتصاب كلام» به عنوان عبادت روا نيست و فضيلتى هم ندارد و در حديث آمده است« روزه سكوت جايز نيست».
[٨]« لا تقرّبّ بعد الهجرة»- پس از هجرت پيوستن به بلاد كفر و اقامت در آنها بدون عذر موجّه حرام است و در خبر است كه:« من الكفر التقرب بعد الهجرة- پس از هجرت پيوستن به بلاد كفر يا بيانگردى كفر است» و بعيد نيست مراد از اين كلام معنى عامّى شامل هر موردى بر حسب زمان و مكان باشد و از اين رو گفتهاند: تقرّب بعد از هجرت در زمان ما اين است كه انسان به تحصيل دانش پردازد و سپس آن را ترك كند و با دانش و دانشجويى بيگانه شود.