رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧٥ - كوتهسخنان امام(صادق)
(١) و فرمود ٧: گذشت زيبا گونه آن است كه بر گناه كيفر نكنى و شكيبايى زيبا آن است كه در آن شكايت نباشد.
(٢) و فرمود ٧: چهار چيز است كه اگر در كسى باشد مؤمن است هر چند از سر تا پايش گناه باشد: راستى، شرم، خوشخويى و سپاسگزارى.
(٣) و فرمود ٧: مؤمن نباشى مگر آنكه بيمناك و اميدوار باشى، و بيمناك و اميدوار نباشى مگر آنكه براى (پرهيز) از آنچه بيم دارى و (رسيدن) بدان چه اميد دارى عمل كنى.
(٤) و فرمود ٧: ايمان به ظاهر آرايى و آرزودارى نيست بلكه چيزى است خالصانه به دلها كه اعمال گواه راستى آن باشد.
(٥) و فرمود ٧: چون مرد از سى سالگى بگذرد كلانسال[١] است و چون از چهل سالگى بگذرد پير.[٢] (٦) و فرمود ٧: مردم در توحيد (و يكتاشناسى خدا) سه گونهاند: اثباتكننده و نفىكننده و شبيه آورنده.[٣] پس نفىكننده، باطل انگار (و منكر) است و اثباتكننده مؤمن و شبيهآورنده مشرك.
(٧) و فرمود ٧: ايمان اقرار است و كردار نيّت.[٤] و اسلام (فقط) اقرار است و كردار.
(٨) و فرمود ٧: حشمت (و ملاحظه و آزرم) را در ميان خود و برادرت به يكسو منه و چيزى از آن را بر جاى گذار زيرا از ميان رفتن حشمت و آزرم به منزله رفتن شرم باشد و بقاى آزرم به منزله بقاى دوستى است.
(٩) و فرمود ٧: هر كه به برادر خود بزرگى فروشد از پيوند او محروم ماند و هر كه او را غمناك كند احترامش را برد.
[١] كهل، در عربى.
[٢] شيخ، در عربى.( نام و زمان تقريبى ادوار سنين عمر آدمى به عربى به ترتيب چنين است: رضيع شيرخوار،( از ولادت تا حدود دو سالگى)، طفل كودك يا خردسال( از دو سالگى تا حدود نه و يازده سالگى)، صبىّ نوجوان( از ده سالگى تا بلوغ)، شاب( يافتى) جوان( از بلوغ تا حدود سى سالگى، با اين تفاوت كه از لفظ شاب بيشتر ويژگيهاى جسمانى و طراوت و شادابى را در نظر آرند و از لفظ فتى به خصوصيات روحى جوانان از دلاورى و غيرتمندى و جرات و جوانمردى توجه كنند.)، كهل كلانسال( يا بزرگسال، از سى سالگى تا پنجاه سالگى تقريبا)، شيخ پير( يا شيب سپيد موى، آنگاه كه موى به طور طبيعى به سپيدى گرايد و از پنجاه تا هفتاد سالگى باشد)، عجوز كهنسال( دوران عجز و ناتوانى جسمانى، از هفتاد تا هشتاد سالگى)، هرم فرتوت( دوران ضعف و رسيدن به پايان راه زندگى).- م.)
[٣] در متن« مثبت و ناف و مشبّه» آمده است.
[٤] مراد از نيّت، اخلاص و اعتراف آگاهانه قلبى است.