رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٥٨ - برهان آورى امام
را بدين فرمان ادب آموخت و فرمود: وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً- و دستت را (از شدّت بخل) بر گردنت مبند، و نيز بسيار گشادهاش مدار كه ملامت زده و حسرت زده نشينى»[١] (خداوند) مىفرمايد: به راستى، بسا مردمى كه از تو چيزى بخواهند و عذرت را نپذيرند، پس اگر تمام داراييت را به ديگران بخشى خود به زيان مالى دچار شوى. (١) اينها احاديث پيامبر خدا ٦ هستند كه قرآن نيز آنها را تصديق دارد (و مطابق با قرآنند) و قرآن را نيز اهل آن كه مؤمنان باشند تصديق دارند. چون هنگام مرگ ابو بكر به او گفتند:
وصيّت كن. گفت: به يك پنجم (مال خود) وصيت مىكنم و يك پنجم نيز زياد باشد زيرا به راستى خداوند به يك پنجم (خمس) راضى شده.[٢] پس به همان يك پنجم وصيت كرد با اينكه خداى عزّ و جلّ اختيار يك سوّم مالش را هنگام مرگ به دستش داده بود[٣] و اگر مىدانست وصيّت به يك سوم برايش بهتر است بدان وصيت كرده بود.
(٢) سپس بعد از او كسى كه شما به فضل و پارساييش اعتراف داريد، سلمان است و (ديگرى) ابو ذرّ، كه خدا از آن دو خرسند باد، سلمان چون سهم خود را مىگرفت مصرف يك سالش را تا سر رسيد سال آيندهاش بر مىداشت. به او گفتند: اى ابا عبد اللَّه (سلمان) تو با اين زهدى كه دارى چنين مىكنى؟ و نمىدانى كه امروز يا فردا خواهى مرد؟ پاسخش اين بود كه گفت: چرا شما به همان اندازهاى كه از مرگم مىترسيد به زندگيم اميد نداريد؟ اى بيخبران آيا نمىدانيد كه نفس، وقتى زندگانى صاحبش، به اندازهاى كه به معاش خود تكيه كند، تأمين نباشد با او در طاعت كاهلى كند و چون زندگانيش تأمين شد آرام گيرد (٣) امّا ابو ذرّ، كه خدا از او خرسند باد، چند ماده شتر و چند گوسفند داشت كه شيرشان را مىدوشيد و هر گاه خانوادهاش ميل به خوردن گوشت مىكردند يا مهمانى به او مىرسيد از آنها يكى را سر مىبريد و اگر مىديد ساكنان آبشخورى كه اغنام وى در آن مىچريدند نياز شديد دارند از اشتران و گوسفندان[٤] خود به اندازهاى كه ميل گوشتخوارى آنها را فرونشاند براى ايشان مىكشت و ميانشان قسمت مىكرد و خود سهمى به اندازه هر يك از آنان، و نه بيشتر از آن، برمىداشت. از اينان زاهدتر كيست؟ با اينكه پيامبر خدا در باره (زهد) آنان آنچه بايد گفته شود فرمود، البته كارشان بدان جا نرسيد كه هيچ نداشته باشند و به وضعى درآيند كه شما به مردم دستور مىدهيد كه كالاها و چيزهاى خود را دور بريزند و ديگران را بر خود و نانخورهاى خود ترجيح دهند.
[١] الاسرى، ٢٩
[٢] مراد اين كه خداوند تبارك و تعالى چون حق خود را از مال توانگران معيّن فرمود به خمس آن راضى شد و چهار پنجم را براى مصرف خود و خانوادهشان باقى گذاشت كه گرفتار تنگدستى و سختى در معاش نشوند.- م.
[٣] وصيّت در ثلث دارايى جايز است و ما زاد بر ثلث نافذ نباشد چه موجب اضرار و تضييع حقوق ورّاث است.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« او من الشّياة»،[ او من الشّاة- يا از گوسفند، به صيغه مفرد] آمده است.