رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٠٧ - كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت
(١) و فرمود ٧: خداوند دنيا را به دوست و دشمن خود (يكسان) بدهد ولى دينش را جز به دوست خود ندهد.[١] (٢) و فرمود ٧: به راستى، شيعه على ٧ آنانند كه در ولايت و سرپرستى ما با هم گذشت دارند و در دوستى ما با يك ديگر دوستند و براى زنده داشتن (و پويايى) امر ما از هم ديدار كنند[٢]، هر گاه خشمگين شوند ستم نرانند و هر گاه خشنود شوند زياده روى نكنند، بركت همسايگان (درويش) و مايه آرامش معاشران (خويشند).
(٣) و فرمود ٧: تنبلى به دين و دنيا زيان رساند.
(٤) و فرمود ٧: اگر گدا مىدانست در گدايى چه (خفّتى) است هرگز كسى از كسى دريوزگى نمىكرد و اگر آنكه از او دريوزه شود مىدانست در دريغ از دريوزهگر چه (مكروهيّتى) است هرگز كسى از كسى دريغ نمىورزيد.
(٥) و فرمود ٧: به راستى، خدا را بندگانى باشند فرخنده حال و توانگر، خوش زيند و مردم در كنار آنان خوش زيند و ايشان در ميان بندگانش چون بارانند. و (نيز) خدا را بندگانى باشند نفرين شده و بىخير كه نه خود زندگانى كنند و نه مردم در كنارشان زندگانى خوشى دارند و اينان در ميان بندگانش چون ملخ باشند كه بر چيزى در نيايند مگر آنكه نابودش كنند.
(٦) و فرمود ٧: بهترين چيزى كه خواهيد مردم به شما گويند به مردم بگوييد، زيرا خداوند نفرين گوى نكوهشگر نيش زننده به مؤمنان و دشنام ده بىآبرو و گداى سمج را[٣] دشمن دارد، و با حياى بردبار پاكدامن پارسا را دوست دارد.
(٧) و فرمود ٧: به راستى خدا آشكارا گفتن سلام را دوست دارد.
[١] كلينى در الكافى، ج ٢ ص ٢١٥، اين روايت را با اسنادش از مالك بن اعين آورده است كه گفت: شنيدم ابا جعفر مىگويد: اى مالك به راستى خداوند ... الخ.
[٢] كلينى در الكافى، ج ٢ ص ٢٦٣، اين روايت را از( حضرت) ابى جعفر، از امير مؤمنان عليهما السّلام نقل كرده و به جاى« لاحياء امرنا، الّذين اذا غضبوا ...»،[ في احياء امرنا و الّذين ان غضبوا ...- هر گاه گزندى سخت خورند] آورده است.
[٣]« السّائل الملحف» يعنى گداى اصراركننده و سمج، كه عملش موجب خشم پروردگار است زيرا وى از خداى توانگر كريم روى تافته و به فرومايهاى كه خود نيازمند است روى آورده. شاعر گويد:
\sُ اللَّه يبغض ان تركت سؤاله\z و بنو آدم حين يسأل يغضب\z\E خداوند اگر تو ترك خواهش از او كنى به خشم آيد و آدميزاده از اينكه از او خواهشى شود خشمگين گردد.