رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٩ - و اما حق خويشاوندى
بهرهات (از عبادت) فرا مىخواند و از بهترين ياوران تو در انجام فريضه (نمازى) است كه خداوند بر تو واجب ساخته، پس در اين (خدمت) او را همچون كسى كه به تو احسان كرده سپاسگزار.
و اگر در (امور) خانه خود از او اندوهى به دل دارى[١] نبايد در كار الهى وى (اذانگويى) به او بدبين باشى و (بايد) بدانى كه او بىترديد نعمتى از خدا بر توست، پس با سپاسگزارى از خداوند، با نعمت خدا به هر حال خوشرفتارى كن. و لا قوّة الّا باللَّه. (و نيرويى نيست جز به خداوند).[٢] (١) ٢٩. و امّا حقّ پيشنمازت اين است كه بدانى او سفير ميان تو و خدا و نمايندهات در پيشگاه پروردگار توست و از جانب تو سخن گويد و تو از جانب او سخن نگويى و براى تو (خدا را) بخواند و تو براى او نخوانى[٣] و براى تو درخواست كند و تو براى او درخواست نكنى و (امر) مهمّ ايستادن در برابر خدا و درخواست از او را برايت كفايت (و نيابت) كرده و تو در اين امر او را نيابت نكردهاى. پس اگر در اين وظيفه او را تقصيرى باشد بر عهده خود اوست نه تو و اگر گناهى باشدش تو شريك گناهش نيستى و او را (در نماز) بر تو برترى نيست.[٤] پس او خود را نگهبان تو ساخته و نمازش را سپر نماز تو كرده و بايد بر اين سپاسش دارى. و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه. (و هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به خداوند).
(٢) ٣٠. و امّا حقّ همنشين اين است كه با او نرمخويى و نرم رفتارى كنى و در گفت و گوى با او جانب انصاف نگاهدارى و اگر خواستى (هنگام مجالست) به كارى ديگر پردازى در امر (بىاعتنايى) و چشم بر گرفتن از او مبالغه نكنى و چون با وى به سخن درآيى از بيان خود قصد فهماندنش را داشته باشى، و اگر تو به ديدارش رفتى و كنارش نشستى، برخاستن نيز به اختيار توست ولى اگر او به كنار تو آمده و نشسته اختيار برخاستن هم با اوست، و تو جز با اجازه او برنخيزى (و مجلس را برهم نزنى). و لا قوّة الّا باللَّه. (و نيرويى نيست جز به خداوند).
[١]( فرض اين است كه مؤذّن ضمنا خدمات خانهات را نيز انجام دهد و مباشر بعضى امور خانهات هم باشد.- م.) در پارهاى نسخهها به جاى« و ان كنت في بيتك مهتّما لذلك»،[ ... متّهما ...-( به او) بدگمانى ...] آمده است.
[٢] در آن دو كتاب به جاى« فان تعلم ...»[ ان تعلم] و به جاى« مذكّرك بربّك و داعيك»[ مذكّر لك ربّك عزّ و جلّ وداع لك ...] و به جاى« و افضل اعوانك ...»،[ و عونك ...] و به جاى« على قضاء الفرائضة التى افترضها اللَّه»[ على قضاء فرض اللَّه ...] و به جاى« فتشكره على ذلك شكرك للمحسن اليك»،[ فاشكره على ذلك شكر المحسن اليك ...] آمده است( كه با وجود تفاوت عبارت با مفهوم متن مطابق است.- م.)
[٣] در آن دو كتاب پس از اين جمله چنين آمده است[ و كفاك هول المقام بين يدىّ اللَّه عزّ و جلّ فان كان نقص كان به دونك و ان كان تماما كنت شريكه و لم يكن له عليك فضل فوقى نفسك بنفسه و صلاتك بصلاته فتشكر له على قدر ذلك( به جاى« على ذلك»)- و هراس ايستادن در برابر خداى عزّ و جلّ را برايت كفايت كرده، پس اگر كارش نقصى داشته باشد از آن اوست نه تو و اگر تمام باشد تو با او شريكى و او را بر تو برترى نيست پس خود را نگهبان تو و نمازش را نگهبان نماز تو ساخته، پس بر اين سپاسش دار.]
[٤] مراد اينكه فضيلت و ثواب امام و مأموم در نماز جماعت از حيث نمازگزارى يكسان است.- م.