رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٨ - كوتهسخنانى از امام حسين
سودش شامل تو و خود او مىشود، برادرى است كه مرادش از دوستىورزيدن خود نگهداشت (اصل) دوستى است و منظورش از برادرى كردن نابود سازى (اساس) برادرى (و رسم اخوّت) نيست. پس اين برادر هم به سود توست و هم به سود خويش زيرا چون (شرط) برادرى به تمامى ادا شود زندگى هر دو گوارا باشد و اگر دوستى به دوگانگى كشد (زندگى) هر دو تباه شود. برادرى كه فقط سودش از آن توست، برادرى است كه خود را از حالت چشمداشت و طمع در تو به حالت شيفتگى و دلدادگى به تو درآورده و چون شيفته دوستى است به دنيا طمعى نمىورزد پس چنين برادرى همه چيز خود را به فراوانى و گشاده دستى صرف تو مىكند.[١] برادرى كه به زيان توست، برادر گونهاى است كه چشم به راه گرفتاريهاى توست و دلش با تو راست نباشد و بين مردم بر تو دروغ مىبندد و به ديده حسد بر تو مىنگرد، پس لعنت (خداى) يگانه بر او باد. و برادرى كه نه به سود توست و نه به سود خويش آن است كه خدايش سرشار از حماقت ساخته و او را بكلّى از رحمت خود دور داشته است، او را بينى كه خود را بر تو ترجيح دهد و بدان چه تو دارى بر تو بخل ورزد و رشك برد.
(١) و فرمود ٧: از نشانههاى خوشنامى و نيكبختى همنشينى با خردمندان است و از نشانههاى اسباب نادانى مجادله با غير اهل كفر[٢] (و ستيزه با مسلمانان و مؤمنان) است و از نشانههاى دانا نقّادى و بررسى او بر حديث خود و دانش او به حقايق فنون رأى و نظر است.
(٢) و فرمود ٧: به راستى، مؤمن خداوند را نگهدار خويش گرفته و گفتارش را آئينه (و نصب العين) خود ساخته است. بارى در صفت مؤمنان بنگرد و دگر بار در وصف زورگويان دقّت كند[٣]، پس او خود به خود از سوى خويش غرق در لطيفهها (ى الهى) است و با نفس خويش آشناست (و خود خويشتنشناس) و از هوشمندى خود به (مرحله) يقين رسيده و به سبب پاكى خويش قدرتمند و مطمئن است.
(٣) و فرمود ٧: از آنچه موجب پوزشخواهى شود بپرهيز، زيرا مؤمن نه بد كند و نه پوزش خواهد و منافق هر روز بد كند و (هر دم) پوزش خواهد.
(٤) و فرمود: ٧: سلام را هفتاد حسنه (و پاداش نيك) باشد، شصت و نه حسنه از آن
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« فهذا موفر عليك»،[ موفور عليك- بر تو بسيار بارنده است] آمده.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« لغير اهل الكفر»[ لغير اهل الكفر- با غير اهل انديشه( بىفكران)] آمده( كه با مضمون صدر عبارت مناسبتر به نظر مىرسد.- م.)
[٣] يعنى قرآن را كه كلام خداست چون آينهاى فرا روى دارد و به توصيفى كه خداوند از مؤمنان و جبّاران و نيكان و بدان در آن فرموده بنگرد و خود را به وصف مؤمنان و صالحان بيارايد و از خصال زورگويان و بدان دورى گزيند.- م.