رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٧ - كوتهسخنانى از امام حسين
تو را بلند ساخت و گناهت را بريخت، و به راستى، كه صالحان را به بلاها بيازمايند، و اگر فقط در طلب پاداش كارهايى باشى كه خوشايندت بوده (و هيچ ناگوارى برايت در برنداشته) پاداشت كم باشد.[١] خداوند ما و ترا وادار به بردبارى هنگام بلا و آزمون و سپاسگزارى بر نعمت كند و ما و ترا هرگز به سرزنش دشمن حسود گرفتار نفرمايد. و السّلام.
(١) مردى نزد حضرتش آمد و از او مالى خواهش كرد. امام ٧ فرمود: به راستى، درخواست مال روا نيست مگر براى پرداخت هزينهاى بسيار ضرور يا فقرى به خاك نشاننده يا تأديه تعهّدى ناگزير (چون ديه و غرامت و كفالت). آن مرد عرض كرد: من جز براى (پرداخت) يكى از اينها نيامدهام. پس فرمود كه صد دينارش بدهند.
(٢) به پسرش على بن حسين عليهما السّلام فرمود: اى پسرك من، بپرهيز از اينكه بر كسى كه جز خداى عزّ و جلّ در برابر تو ياورى ندارد ستم كنى.
(٣) مردى از او معنى اين گفته خدا را پرسيد كه: وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ- امّا نعمت پروردگارت را بازگو»[٢]. حضرتش ٧ فرمود: خداوند او را (يعنى رسول اكرم را) امر فرمود تا آنچه در دينش به او نعمت مرحمت كرده (به مردم) باز گويد.
(٤) مردى از انصار خدمتش آمد و مىخواست از او مالى خواهش كند. پس حضرتش به او فرمود:
اى برادر انصارى آبرويت را از طرح اين خواهش مالى نگهدار و نياز خود را در نامهاى (به من) بنويس و من، به راستى، آنچه تو را خرسند سازد خواهمت داد. وى در نامه نوشت: اى ابا عبد الله فلانى را بر من پانصد دينار است و اصرار برگرفتن آن دارد، با او گفت و گو فرما كه مرا مهلتى دهد.
چون (امام) حسين ٧ اين نامه را بخواند درون خانهاش رفت و كيسهاى كه در آن هزار دينار بود آورد و به وى فرمود: با پانصد دينار وام خود را بپرداز و پانصد دينار ديگر را صرف مدد معاش خود ساز، (٥) و درخواست خود را جز نزد يكى از اين سه كس مبر: مردى ديندار، يا صاحب مروّت و يا صاحب تبار. امّا ديندار، براى حفظ ديانت خود نيازت را بگزارد، و امّا صاحب مروّت، از مردانگى خويش شرم دارد (كه رفع نيازت را نكند)، و صاحب خاندان، مىداند كه تو با اين خواهش آبرويت را مايه گذاشته و به گرو او سپردهاى و آبرويت را از اينكه تو را بىرفع نيازت برگرداند، حفظ مىكند.
(٦) و فرمود ٧: برادران چهار گونهاند: برادرى كه سودش از آن تو و خود اوست، و برادرى كه (سودش) از آن توست، و برادرى كه زيانش از آن توست و برادرى كه (سودش) نه از آن توست و نه نصيب خود او. معنى اين بيان را از وى پرسيدند. حضرتش ٧ فرمود: برادرى كه
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« لقلّ الاجر»،[ لقاء الاجر- پاداش ديدن] آمده است.
[٢] الضّحى، ١١