رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢١ - كوتهسخنانى كه از على
(١) و فرمود ٧: مردانگى مرد كامل نيست مگر وقتى كه دين فهم باشد و در معاشش ميانهروى كند و بر دشواريهايى كه بر او درآيد بشكيبد و تلخكامى از جانب برادرانش را بر خود گوارا داند.
(٢) از امام ٧ پرسيدند: مردانگى چيست؟ فرمود: (آنكه) در نهان كارى نكنى كه در عيان از آن شرمنده باشى.
(٣) و فرمود ٧: آمرزشطلبى با ادامه (و اصرار بر گناه، خود) گناه تازهايست.
(٤) و فرمود ٧: شناخت خدايى را كه مىپرستيد در دلهاى خود جا دهيد تا جنبشى كه به اندامها براى عبادت آن كس كه (به دل) مىشناسيدش مىدهيد شما را سود بخشد.
(٥) و فرمود ٧: آن كه دينش را مايه نانخورى سازد بهرهاش از دين همان باشد كه مىخورد.
(٦) و فرمود ٧: ايمان سخنى است پذيرفتنى[١] و كردارى عملشدنى و شناختى به خرد يافتنى[٢] (٧) و فرمود ٧: ايمان بر چهار پايه استوار است: توكّل بر خدا، و واگذارى (كار خود) به خدا، و تسليم به فرمان خدا، و رضا به قضاى خدا؛ و پايههاى كفر چهار است: شيفتگى (به دنيا) و هراس (از مخلوق) و خشم و شهوت.[٣] (٨) و فرمود ٧: هر كه در دنيا زهد ورزد و بر خوارى آن بيتابى نكند و براى كسب عزّت در آن به رقابت نپردازد؛ خدا، بىهدايت (از جانب) خلق، او را رهنماست و بىآموختن او را بياموزد و حكمت را در دلش جاى دهد و بر زبانش بگذراند.
(٩) و فرمود ٧: به راستى، خدا را بندگانى باشند كه به اخلاص درونى با او سودا كنند و خداوند به قدرشناسى ويژهاى از ايشان قدردانى كرده است. آنانند كه روز قيامت دفترهاى اعمالشان به پاكى گذرد و چون در پيشگاه او ايستند آن (دفتر) ها را به سودشان از رازهايى انباشته است كه با او در ميان گذاشتهاند.[٤] (١٠) و فرمود ٧: اخلاقتان را رام نكوييها كنيد و به بزرگواريها بكشانيد و خود را به بردبارى عادت دهيد و بر تقديم (احسان و) ايثارى كه نفستان شما را از آن باز مىدارد[٥] بشكيبيد. و با
[١] در پارهاى نسخهها به جاى مقبول« مقول- سخنى است گفته شده يا گفت» آمده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« بالمعقول»[ ... بالعقول- شناختى است به خردها] آمده است.
[٣] در كافى، ج ٢، ص ٤٧ و ٢٨٩ با تقديم و تأخير آمده است.
[٤] مراد راز و نيازهاى شبانه و نيز طاعات و حسنات و صالحات باقياتى است كه در نهان و بىريا كرده و از پيش به سراى آخرت فرستادهاند.- م.
[٥] در پارهاى نسخهها به جاى« و اصبروا على الايثار على انفسكم فيما تجمدون عنه»[ ... فيما تحمدون عنه ...- و بر ادامه ايثار بدان چه به سبب آن ستوده مىشويد بشكيبيد] آمده است.