رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١٨ - كوتهسخنانى كه از على
خيانت و روستاييان را به نادانى.
(١) و فرمود ٧: اى مردم! از خدا بپرهيزيد زيرا صبر بر تقوى و پرهيزگارى آسانتر از (تحمّل) و صبر بر عذاب خداست.
(٢) و فرمود ٧: زهد در دنيا (و بىرغبتى به آن) كوتاه كردن دامنه آرزو و شكر هر نعمت و خود دارى از هر چيزى است كه خدا حرام كرده باشد.
(٣) و فرمود ٧: چون چيزها به همسرى يك ديگر در آمدند (و ملازم يك ديگر گشتند) تنبلى و ناتوانى به هم آميختند و فقر از[١] آن دو بزاد.
(٤) و فرمود ٧: هان! به راستى، روزها سه روزند: روزى كه گذشت و اميدى بدان ندارى، و روزى كه اينك هست و ناگزير (به گذراندن) آنى،[٢] و روزى كه بيايد و از آن ايمن نيستى. پس ديروز پند است و امروز غنيمت و فردا (را) ندانى از آن كيست. ديروز گواهى است پذيرفته گفتار، و امروز امينى است امانت پرداز، و فردا شتابانت در رسد كه زود كوچاننده است، دراز غيبتى است كه تو نزدش نارفته خود به نزدت آيد. (٥) اى مردم! بقاء پس از فناست و درست اين كه ما وارث پيشينيان خوديم و وارثانى از پس خود داريم. پس آنچه را بدان در خواهيد شد (سراى آخرت را با تقديم چيزى (از اين سراى) كه از آن مىكوچيد اصلاح و آباد كنيد. راه خير را بپيماييد و از كمى رهسپارانش از پيمودن آن نهراسيد و نيك همپايى خدا را در آن راه با خويشتن به ياد آريد. هان! امروز روز عاريتها و فردا روز بخششهاست، و همانا ما شاخساران ريشههايى هستيم كه خود از ميان رفته و درگذشتهاند، پس شاخهها را پس از نابود شدن ريشهها بقايى نباشد. (٦) اى مردم! اگر شما دنيا را بر آخرت بگزينيد، در (قبول) كالاى پست و بىبهايش به او زود پاسخ دادهايد و مركب آرزوهايتان را تا دورترين پايانه تاختهايد، سرانجام آبشخورش شما را به پشيمانى كشاند و (طعم) آنچه را با امتهاى نابوده شده و قرنهاى گذشته، از دگرگون ساختن حالات و نمونهدادنها (ى عبرت آموز) كرده به شما (نيز) بچشاند.
(٧) و فرمود ٧: نماز وسيله تقرّب هر پرهيزگارى (به خدا) است و حجّ جهاد هر ناتوانى (از جهاد) است، (٨) و هر چيزى را زكاتى باشد و زكاة تن (هم) روزه است، (٩) و بهترين كردار مردم چشمداشت گشايش الهى است[٣] (١٠) و دعاكننده بىعمل چون تير اندازى بىزه است، (١١) و هر كه به پاداش يقين دارد به بخشش دست گشايد؛ (١٢) با صدقه دادن روزى بطلبيد، و داراييهاى خود را با زكاة بيمه
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« ... منهما ...»[ ... بينهما ...- در ميانه آن دو] آمده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« لا بدّ منه»[ لا تدمّنه- آن را متوقف نتوانى ساخت و دوام نخواهى داد] آمده است.
[٣](« انتظار الفرج» رك: به پابرگهاى ص ٤٥ و ص ١٩٦)